نفتی ها / امیر حسین هاشمیجاوید | چگونه ممکن است کشوری با این ثروت عظیم، همچنان و هر سال با قطعی گاز و خاموشی برق دست و پنجه نرم کند؟ این تناقض آشکار میان «گنجینه بیکران منابع» و «فقر در تأمین نیازهای اولیه»، خود گواه ناکارآمدی ساختاری سیستم انرژی است.
ایران در زمستان ۱۴۰۲ روزانه دستکم ۲۰۰ میلیون مترمکعب کسری گاز داشته است و صنایع بزرگی همچون پتروشیمی، فولاد و خودروسازی بهعلت قطعیهای مکرر، به فعالیت با نیمی از ظرفیت مجبور شدهاند. این وضعیت هزینهای سنگین در پی داشت؛ فقط در سال ۲۰۲۴ تکرار خاموشیها حدود ۲.۵میلیارد دلار به صنعت زیان زد.
۷ هاب و ۵۶ توهم
طرح فشارافزایی پارس جنوبی، بهعنوان بزرگترین پروژه فراساحلی تاریخ صنعت نفت، در شرایطی که کشور با بحرانهای فراگیر انرژی دست و پنجه نرم میکند، میتواند به یکی از بزرگترین شکستهای اقتصادی تاریخ ایران تبدیل شود. این پروژه با هدف افزایش ضریب بازیافت گاز، جبران افت فشار، حفظ حداکثر تولید گاز، کاهش عدم تعادل در عرضه گاز و بنزین و جلوگیری از مهاجرت گاز به سمت قطر تعریف شد که شامل هفت «هاب» مجزاست و در هر یک ۶سکوی فراساحلی نصب میشود؛ ۲سکوی کمپرسورهای فشارافزایی متصل به هم، یک سکوی تولید برق و یوتیلیتی و یک سکوی اقامتی ۷۰نفره.
به این ترتیب در مجموع ۲۸ سکوی جدید به وزن ۴۲۰هزار تن تجهیزات و سازه دریایی (بیشاز ۲برابر کل تجهیزات کنونی پارس جنوبی یعنی ۲۸۰هزار تن که البته وزیر نفت وزن آنها ۲۰۰هزار تن برآورد میکند) و۶۰۰کیلومتر خطوط لوله زیرآبی هم ساخته میشود. قرار است ۷۰درصد این سازهها و تجهیزات از سوی شرکتها و سازندگان داخلی تأمین شود. در اجرای این طرح ۱۴سکو به ۵۶ دستگاه توربوکمپرسور ۳۰مگاواتی مجهز میشوند که نیمی از آنها را داخلیها میسازند و هر سکو قرار است حدود ۲میلیارد فوتمکعب گاز غنی را فشارافزایی کند.
اهداف این پروژه عظیم، در ظاهر، کاملاً منطقی و حیاتی به نظر میرسد، اما در ارزیابی دقیق وضعیت پارس جنوبی و طرح فشارافزایی آن، تصویر ناامیدکنندهای از سوءمدیریت و سیاستگذاری نادرست پدیدار میشود؛ وزن هر یک از سکوهای این پروژه طبق استانداردهای جهانی در برآورد اولیه حدود ۲۰هزار تن پیشبینی شد اما قرار است بهعلت نبود دانش فنی لازم، سکوهای کوچکتر بیشتری با وزن حدود هفتهزار تن بسازند، در حالی که وزن سنگینترین سکوهای ساخته شده در پارس جنوبی (سکوی 12C) کمتر از ۳۲۰۰ تن بوده است؛ در واقع نامش را گذاشتند «رستم» اما خودشان هم جرأت صدا کردن نامش را ندارند. به عبارت دیگر، وعده و اراده صرف برای ساخت و نصب پلتفرمهایی چندهزار تنی که دانشفنی، مهارت و زیرساختها