نفتی ها /نخستین حاشیه مهم هفته از بازار پتروشیمی آمد؛ جایی که نماینده شهرضا و دهاقان پس از نشست با مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی اعلام کرد هیچ دلیل فنی، ساختاری یا حتی قیمتی برای افزایش نرخ محصولات پتروشیمی وجود ندارد؛ به گفته او، نه خوراک پتروشیمی گران شده، نه انرژی مصرفی این واحدها افزایش یافته و نه قیمت پایه رسمی محصولات تغییر کرده است. حتی فراتر از این، وزارت نفت و شرکت ملی صنایع پتروشیمی از آمادگی برای تأمین مواد اولیه واحدهای تولیدی با قیمت پایه سال گذشته خبر دادهاند؛ آن هم برای جلوگیری از توقف تولید و رشد قیمت کالاهای نهایی.
اما اگر این روایت درست باشد، پرسش اصلی اینجاست:وقتی هزینه تولید بالا نرفته، چرا بازار ملتهب شده است؟
پاسخی که از سوی برخی مسئولان داده میشود، انگشت اتهام را به سمت واسطهها، دلالان و سوداگرانی میبرد که با خرید و نگهداری کالا، از التهاب روانی بازار برای ساختن قیمتهای کاذب استفاده میکنند. این تحلیل تا حدی قابل قبول است، اما همه واقعیت نیست. واقعیت این است که در بازارهایی که سازوکار توزیع شفاف، دسترسی عادلانه و نظارت مؤثر ضعیف باشد، سوداگری نه یک استثنا، بلکه یک نتیجه طبیعی است.
به بیان سادهتر، وقتی فاصله میان قیمت پایه و قیمت بازار جذاب باشد، وقتی امکان دسترسی مستقیم همه تولیدکنندگان به مواد اولیه یکسان نباشد و وقتی بازار از نااطمینانی تغذیه کند، دلالی فقط یک رفتار فردی نیست؛ بلکه محصول یک نقص ساختاری در تنظیم بازار است.
نکته مهمتر اینجاست که پیشنهاد عرضه خارج از بورس برای برخی واحدهای تولیدی، هرچند در کوتاهمدت میتواند مُسکن باشد، اما در بلندمدت این خطر را دارد که به جای درمان ریشهای مشکل، فقط مسیرهای چندگانه قیمتگذاری و توزیع را بیشتر کند؛ مسیری که خود میتواند بستر تازهای برای رانت و تبعیض ایجاد کند.
بنابراین مسأله اصلی صرفاً این نیست که سوداگران مقصرند؛ مسأله این است که چرا بازار بهگونهای طراحی شده که سوداگر میتواند اینچنین راحت اثرگذار شود.
دومین حاشیه هفته به بنزین مربوط بود؛ جایی که شرکت ملی پالایش و پخش با اشاره به شرایط منطقه و محدودیت تردد کشتیها در خلیج فارس، عملاً این پیام را مخابره کرد که روی واردات بنزین نمیتوان حساب کرد و بنابراین مردم باید مصرف خود را کاهش دهند.
این گزاره از نظر مدیریتی، هشداری جدی است. چون نشان میدهد ناترازی بنزین دیگر فقط یک مشکل اقتصادی یا بودجهای نیست، بلکه بهتدریج به یک چالش امنیت انرژی تبدیل میشود. وقتی کشوری در تأمین پایدار سوخت مصرفی خود به شرایط بیرونی، تحولات منطقهای و محدودیتهای لجستیکی حساس میشود، یعنی حاشیه امن عرضه کاهش یافته است.
اما در این میان یک سؤال اساسی وجود دارد:آیا صرف دعوت مردم به صرفهجویی، بدون اصلاح سیاستهای مصرف، قیمتگذاری، حملونقل عمومی و بهرهوری خودروها، واقعاً میتواند بحران را مدیریت کند؟
واقعیت این است که سالهاست درباره ضرورت کنترل مصرف بنزین هشدار داده میشود، اما سیاستگذار معمولاً سادهترین مسیر را انتخاب کرده: توصیه به مردم. در حالی که مصرف بالا فقط نتیجه رفتار مردم نیست؛ حاصل سالها خودروسازی کمبازده، توسعه نامتوازن شهری، ضعف حملونقل عمومی، قیمتگذاری ناکارآمد و فقدان برنامه جدی برای بهینهسازی مصرف است.
وقتی ساختار مصرف اصلاح نشده، درخواست صرفهجویی از مردم بیشتر شبیه تعویق بحران است تا حل آن.
سومین خبر هم از عراق آمد؛ جایی که وزارت نفت این کشور رسماً اعلام کرد به دلیل پایبندی به تحریمها، از ایران بنزین وارد نخواهد کرد و برای جبران کمبود خود، سراغ مسیرهای دیگری خواهد رفت. این تصمیم در حالی اعلام شده که عراق خود با کسری روزانه ۴ تا ۵ میلیون لیتری بنزین مواجه است و مصرف روزانهاش به بیش از ۳۴ میلیون لیتر رسیده است.
این خبر فقط یک تصمیم تجاری نیست؛ بلکه از چند زاویه برای ایران اهمیت دارد.نخست اینکه نشان میدهد حتی در شرایط کمبود، بازارهای همسایه نیز لزوماً برای ایران «بازار تضمینشده» نیستند و ریسکهای سیاسی و تحریمی همچنان بالاتر از ملاحظات اقتصادی عمل میکنند. دوم اینکه اگر ایران در مقاطعی روی صادرات فرآورده به همسایگان حساب باز کرده باشد، باید بپذیرد که این بازارها بهشدت شکنندهاند و هر لحظه ممکن است تحت تأثیر معادلات سیاسی جابهجا شوند.سوم و مهمتر اینکه خبر عراق بار دیگر نشان داد منطقه با یک فشار فزاینده در بازار بنزین مواجه است؛ فشاری که میتواند رقابت برای دسترسی به منابع و مسیرهای تأمین را سختتر کند.
به زبان روشنتر، وقتی هم واردات برای ایران دشوار میشود و هم صادرات به برخی بازارهای پیرامونی با مانع مواجه است، معنایش این است که کشور باید بیش از گذشته روی مدیریت تقاضا، افزایش ظرفیت پالایشی مؤثر و کاهش اتکای خود به تصمیمات بیرونی تمرکز کند.
چهارمین و شاید ملموسترین حاشیه هفته از هرمزگان رسید؛ جایی که صفهای طولانی بنزین صدای دستگاه قضایی را هم درآورد. رئیس کل دادگستری استان صراحتاً اعلام کرد که معطل کردن چندساعته مردم در گرمای بندرعباس به بهانه مقابله با قاچاق، با هیچ منطقی سازگار نیست.
اهمیت این موضع در آنجاست که برای نخستین بار یکی از مقامات قضایی بهصراحت گفت بررسیها نشان میدهد قاچاق بنزین در بندرعباس آنقدر گسترده نیست که این سطح از محدودیت و صفهای طولانی را توجیه کند. این یعنی دستکم در بخشی از ماجرا، مشکل نه از قاچاق، بلکه از نسخهای است که برای مقابله با قاچاق پیچیده شده اما در اجرا به زحمت عمومی تبدیل شده است.
این اتفاق یک نکته مهم را روشن میکند:در ایران، بارها دیدهایم که سیاستهای کنترلی بدون طراحی دقیق، بیش از آنکه متخلف را هدف بگیرند، هزینه را به شهروند عادی تحمیل میکنند. اگر قرار باشد مردم برای دریافت سهمیه عادی خود ساعتها در صف بمانند، آن هم در استانی با شرایط خاص اقلیمی، یعنی سیاست تنظیمی از مسیر کارشناسی خارج شده است.
پیشنهاد شارژ سوخت اضطراری با نرخ بالاتر، اگرچه میتواند در کوتاهمدت بخشی از فشار را کم کند، اما باز هم یک راهحل موقت است. مسأله اصلی این است که شبکه توزیع سوخت، الگوی سهمیهبندی، زیرساخت نظارت و روش مقابله با قاچاق نیازمند بازطراحی هوشمندانه است؛ نه اینکه هر بار با یک محدودیت جدید، صورت مسئله از روی کاغذ پاک شود و در میدان، مردم هزینه آن را بپردازند.
"لازم به ذکر است درج اخبار حواشی هفتگی حوزه نفت و انرژی در این بخش به منزله تایید آنها نیست و سایت تحلیلی خبری نفتیها صرفا گردآورنده اخبار در این بخش خبری میباشد."