یکشنبه 3 خرداد 1405
.

24 May 2026

جنگ و تاب‌آوری انرژی
نفت / شناسه خبر: 305810 / تاریخ انتشار : 1405/3/3 13:47
|

جنگ و تاب‌آوری انرژی

ناترازی انرژی حاصل از سیاست‌های نادرست، پوپولیستی و ضدتوسعه‌ای در دهه‌های اخیر، به نوعی ابرچالش برای نظام حکمرانی ایران تبدیل شده است. اگرچه از اواخر دهه ۹۰، نظام حکمرانی در نتیجه تشدید تحریم‌های اقتصادی و افزایش روند جهش مصرف انرژی در کشور، رویکرد بهینه‌سازی مصرف انرژی و همسو با آن، سیاست‌های اصلاح

نفتی ها /به این شرایط باید اجبار دستگاه‌های اجرایی به ادامه سیاست‌های نادرست گذشته به‌دلیل بسترهای ایجادی و تکلیفی پیشین (مانند گازرسانی به مناطق سخت‌گذر و دورافتاده)، و عدم اراده سیاسی و امکان (اقتصادی و مالی) اصلاح سیاست‌های نادرست گذشته را نیز افزود. به این دلایل، در عمل سیاست‌ها و اقدام‌های انجام‌شده در سال‌های اخیر برای مدیریت و مهار ابربحران ناترازی انرژی به‌صورت ناقص، ناپایدار، تسکینی و متناسب با شرایط اقلیمی اجرا شد و زمینه و بستری برای اعمال اقدام‌های بنیادی و ریشه‌ای فراهم نشد.

واقعیت این است که ابربحران مدیریت ناترازی انرژی در ایران، راه‌حل‌های سخت و پیچیده‌ای ندارد. تجربه جهانی و واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی ایران ایجاب می‌کند ناترازی انرژی در بسترهای اقتصادی، فنی و علمی و فرهنگی، مانند واقعی‌سازی قیمت حامل‌های انرژی، تولید و عرضه خودروها و موتورسیکلت‌های کم‌مصرف و برقی، تولید و عرضه لوازم گرمایشی و سرمایشی استاندارد و کم‌مصرف، افزایش راندمان نیروگاه‌های تولید برق کشور، اجرای دقیق مفاد تبصره ۱۹ ساختمان در حوزه مصرف انرژی، اصلاح موتورخانه‌های مسکونی، تجاری، صنعتی و دولتی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و فراهم‌کردن امکان دسترسی گسترده و ارزان به ناوگان حمل‌ونقل عمومی و درنهایت فرهنگ‌سازی مصرف بهینه انرژی در حوزه عمومی، مدیریت شود؛ زیرا تا زمینه‌های اقتصادی و فنی اصلاح الگوی مصرف انرژی در کشور مهیا نشود، درخواست از مصرف‌کنندگان، اعم از خانگی، تجاری و صنعتی، برای کاهش مصرف، در شرایط عادی اثرگذار نخواهد بود.

البته این گفته‌ها به مفهوم بی‌میلی حوزه عمومی مصرف به همکاری در کاهش مصرف انرژی نیست، بلکه به معنای نبود امکان همکاری با وجود انگیزه لازم، به‌دلیل دراختیارداشتن خودروی پرمصرف، لوازم گرمایشی و سرمایشی پرمصرف، سیستم‌های موتورخانه پرمصرف، نبود و گرانی خدمات حمل‌ونقل عمومی، پایین‌بودن توان خرید و جایگزینی محصولات و لوازم خانگی و صنعتی کم‌مصرف و درنهایت عادت به مصرف انرژی ارزان، فارغ از باورهای سیاسی است.

مثال شاخص در این زمینه، هزینه رفت‌وآمد یک خانواده چهارنفره تهرانی به مشهد مقدس است. اگر این خانواده با هواپیما به این شهر سفر کند، در شرایط عادی باید حداقل حدود ۵۰‌ میلیون تومان هزینه کند. این هزینه‌ برای قطار عادی حدود ۲۰‌ میلیون تومان است. درحالی‌که هزینه همین سفر با خودروی شخصی با وجود سختی و مخاطرات جاده‌ای آن، با فرض مصرف ۲۰۰ لیتر بنزین ۵ هزار تومانی، فقط حدود یک‌میلیون تومان می‌شود که فاصله‌ای معنادار با هزینه هواپیما، قطار و حتی اتوبوس دارد؛ فاصله‌ای که در گذشته بسیار کمتر بود. این مثال درباره دیگر حوزه‌های مصرف انرژی به‌مراتب سخت‌تر و شدیدتر است.

جنگ ۴۰روزه اخیر، ناترازی انرژی در ایران را تشدید کرده و در عین حال مدیریت ناترازی‌های اخیر را سخت‌تر، پرهزینه‌تر و طولانی‌تر ساخته است. شرایط ایجادشده در پرتو جنگ اخیر و در نتیجه حمله به بعضی تأسیسات زیرساختی انرژی ازجمله پالایشگاه‌های گازی عسلویه (که سبب توقف فعالیت ۴ پالایشگاه و کاهش تولید حدود ۲۰۰‌ میلیون مترمکعب گاز)، ناترازی انرژی را از یک‌ موضوع مرتبط با مدیریت بحران به‌سمت موضوعی مرتبط با تاب‌آوری انرژی سوق داده است.

تاب‌آوری انرژی نیز شاخص‌ها و مختصات ویژه‌ای همچون کاهش مصرف متناسب با میزان عرضه حامل‌های انرژی (برق، گاز و سوخت خودرو) و رساندن مصرف به سطحی کمتر از مقدار استاندارد مصرف خانوار و واحدهای تجاری و همچنین آمادگی برای روبه‌رویی با قطعی‌های احتمالی مقطعی (برق)، کاهش سهمیه‌های تخصیصی (سوخت خودرو) یا افت فشار (گاز در ماه‌های سرد سال) دارد. به این ترتیب، اگرچه اجرای طرح‌های بنیادین برای بهینه‌سازی مصرف انرژی در کشور در حوزه‌های مختلف، اعم از ارتقای راندمان تولید برق نیروگاه‌ها، اصلاح سوخت خودروها و عرضه وسایل انرژی‌بر خانگی، تجاری و صنعتی به‌دلیل زمان‌بربودن و مهم‌تر از همه هزینه زیاد و محدودیت منابع مالی و الزامات خاص شرایط جنگی عملاً امکان‌پذیر نیست، اما این شرایط نافی مسئولیت مستقیم دولت و دستگاه‌های اجرایی در ارتقای میزان تاب‌آوری عمومی انرژی در کشور در چهارچوب تسهیل و گسترش حمل‌ونقل عمومی به‌ویژه در کلان‌شهرها، کاهش مصرف انرژی در دستگاه‌های دولتی، نیمه‌دولتی و عمومی، تخصیص تسهیلات و پرداخت نقدی و غیرنقدی مشتریان کم‌مصرف در قالب صدور گواهی‌های صرفه‌جویی و امکان بهره‌مندی نقدی از آن، و درنهایت ایجاد یکپارچگی و هماهنگی سیاست‌گذاری میان‌دستگاهی و فرادستگاهی در اجرای سیاست‌های کلان نیست.

واقعیت این است که در نقطه اول، دولت باید تاب‌آوری انرژی را از خود، چه در حوزه سیاست‌گذاری کلان و چه در حوزه عملیاتی آغاز کند؛ موضوعی که از اهمیت و ضرورت بسیاری برخوردار است و بی‌توجهی به آن، به ناکامی در حوزه عمومی و درنتیجه بروز بحران‌های اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی منجر می‌شود. از سوی دیگر، هرگونه پویشی برای دعوت به تاب‌آوری انرژی در حوزه عمومی باید به‌صورت ملی و با رویکرد اقناعی شکل بگیرد.

نکته پایانی اینکه تاب‌آوری انرژی اگرچه در اوضاع جنگی کنونی به مسئله‌ای الزامی و اجتناب‌ناپذیر برای ایران تبدیل شده، اما عبور موفق از این وضعیت می‌تواند زمینه‌ساز اصلاح بنیادین ساختار مصرف انرژی در کشور باشد. تحقق این مهم منوط به نوعی برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری درست، کلان و آینده‌نگرانه است، نه مقطعی، سیاسی و تسکینی. باید از گذشته و سیاست‌گذاری‌ها و ناکامی‌های گذشته درس گرفت و مانع از این شد که بزرگ‌ترین کشور دارنده ذخایر انرژی (هیدروکربوری) جهان، به‌دلیل آسیب‌های سیاست‌گذاری و ساختاری گرفتار مقوله ابربحران ناترازی انرژی شود./شانا

لینک کوتاه

http://naftiha.ir/305810

کلیدواژه

جنگ و تاب‌آوری انرژی

اخبار مرتبط

ارسال نظرات

captcha
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها