نفتی ها /ماجرا از یک پرونده اقتصادی آغاز شد؛ پرونده مدیری که سالها در یکی از مجموعههای اقتصادی صاحب اختیار بود، اما پس از ورود نهادهای نظارتی و قضایی، پرسشهایی درباره برداشت و مصرف وجوه و اقلام مجموعه، پول نقد و ارز، سکههای طلا، گوشیهای آیفون و سایر داراییها پیرامون عملکرد او شکل گرفت.
با گسترش تحقیقات، ادعاها و حواشی دیگری نیز درباره زندگی شخصی این مدیر مطرح شد؛ از مصرف مواد مخدر و مسائل روانی گرفته تا روابط شخصی. مجموعه این موارد، در کنار پرونده اقتصادی، ابعاد تازهای به ماجرا داد؛ پروندهای که حالا مدیر سابق باید درباره عملکرد دوران مدیریتش پاسخگو باشد.
اما از مقطعی به بعد، زمین بازی تغییر کرد؛ بهجای آنکه تمرکز اصلی بر اصل پرونده، سرنوشت پول و اموال مجموعه و پاسخگویی درباره عملکرد مدیریتی باشد، موجی از اخبار و روایتها علیه وزارت دفاع و مجموعه قضایی شکل گرفت.
در ابتدا شاید بتوان این روند را مجموعهای از انتقادها و گزارشهای رسانهای تلقی کرد؛ اما با ادامه ماجرا، یک پرسش اساسی شکل گرفت: آیا هدف صرفاً چند مقام و مسئول مشخص هستند یا یک ساختار حقوقی، قضایی و امنیتی در حال هدف قرار گرفتن است؟
موضوع دیگر صرفاً انتشار چند خبر انتقادی یا اختلاف با چند فرد در یک پرونده نبود. آنچه بهتدریج در کانون حملات قرار گرفت، اعتبار ساختاری بود که مأمور رسیدگی به پروندههای حساس اقتصادی است و اکنون خود در برابر موجی از ادعاها و فضاسازیهای رسانهای قرار گرفته است.
در مرکز این ماجرا، همان مدیر سابق قرار دارد؛ فردی که با یک پرونده اقتصادی و مجموعهای از حواشی شخصی مواجه است. حال این پرسش مطرح میشود که آیا با تغییر زمین بازی، تلاش میشود متهم از مرکز توجه خارج شده و نهادهایی که پرونده را پیگیری میکنند، به سوژه اصلی تبدیل شوند؟
در این میان، نقش یک فعال رسانهای داخل کشور نیز نیازمند بررسی است،پرسش اینجاست که اطلاعات مورد استفاده در این روایتها از کجا تأمین میشود؟ چه کسی اطلاعات را در اختیار رسانه قرار میدهد، چه کسی به آن چارچوب و روایت میدهد و چرا انتشار برخی مطالب با مقاطع حساس پرونده همزمان میشود؟
اهمیت این پرسش زمانی بیشتر میشود که بخشی از همین روایتها یا جهتگیریهای خبری، در ادامه در رسانهها و شبکههای خارج از کشور نیز بازتاب پیدا میکند.
بنابراین سؤال دیگر صرفاً این نیست که یک خبرنگار یا فعال رسانهای چرا مطلبی را منتشر کرده است؛ سؤال مهمتر، مسیر تولید و بازنشر اطلاعات است.
خوراک خبری از کجا میآید؟ چه کسی روایت را میسازد؟ چه کسی آن را تقویت میکند؟ چرا مسیر روایت از یک پرونده اقتصادی به حمله علیه وزارت دفاع و مجموعه قضایی تغییر میکند؟ و چگونه همان خط خبری در رسانههای خارج از کشور بازتاب پیدا میکند؟
اینجاست که شاید لازم باشد دستگاههای امنیتی، موضوع را فراتر از تکخبرها و تکافراد بررسی کنند؛ مسئله دیگر صرفاً دفاع از یک ضابط، بازپرس یا مدیر نیست؛ بحث بر سر این است که آیا یک عملیات رسانهای میتواند اعتماد عمومی به یک ساختار حقوقی، قضایی و امنیتی را هدف قرار دهد و در روند رسیدگی به یک پرونده اقتصادی اثر بگذارد؟
در یک سوی ماجرا، مدیری قرار دارد که با یک پرونده اقتصادی و مجموعهای از ادعاها و حواشی شخصی مواجه است؛ از پول و ارز و سکه و اقلام مجموعه گرفته تا ادعاهای مربوط به زندگی شخصی او.
در سوی دیگر، یک فعال رسانهای داخلی و شبکهای از بازنشر محتوا قرار دارند و در ادامه، بخشی از این روایتها در رسانههای خارج از کشور بازتاب مییابد.
اکنون پرسش اصلی این است:
آیا میان متهم پرونده اقتصادی، منابع تأمین اطلاعات، فعال رسانهای داخلی و شبکه بازنشر خارج از کشور ارتباطی وجود دارد؟
آیا بررسی شده که چگونه یک پرونده اقتصادی میتواند از مسیر رسانهای، از موضوع عملکرد یک مدیر به حمله علیه نهادهای نظارتی، قضایی و امنیتی تبدیل شود؟
و مهمتر از همه؛ آیا آنچه دیده میشود صرفاً یک جنگ رسانهای است یا تلاشی برای ایجاد هزینه در مسیر تحقیقات، فرسایش اعتبار نهادهای رسیدگیکننده و تغییر جایگاه «متهم» و «مدعی»؟
اگر چنین ارتباطی وجود داشته باشد، بخش مهم ماجرا نه فقط محتوای مطالب منتشرشده، بلکه شبکه و مسیری است که این اطلاعات را تولید، هدایت و بازنشر میکند.
شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای دنبال کردن تکتک خبرها، مسیر تولید خبر نیز بررسی شود؛ از منبع اولیه اطلاعات، تا واسطه داخلی و از آنجا تا رسانههای خارج از کشور.
شاید داستان اصلی، نه در آنچه منتشر شده، بلکه در مسیری باشد که این روایت را ساخته و به آن رسانده است.