نفتی ها /فائزه پناهی؛وقتی جنگ بالا میگیرد، مسیرهای انتقال نفت مختل میشوند و بازار برای تأمین گازوئیل و سوخت جت به دردسر میافتد، همه هزینه میدهند؛ از مصرفکنندهای که سوخت را گرانتر میخرد تا صنعتی که با افزایش هزینه انرژی روبهرو میشود، اما در همین شرایط، حاشیه سود بعضی پالایشگاهها جهش میکند. نمونه تازه، شرکت شل است که حاشیه سود شاخص پالایش آن برای سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ به ۴۲ دلار به ازای هر بشکه رسیده، در حالی که این رقم در سهماهه قبل ۲۴ دلار بود؛ عددی که یک سؤال جدی را مطرح میکند: چطور بحرانی که برای بخش بزرگی از اقتصاد هزینه میسازد، برای بخشی از صنعت نفت به فرصت درآمدی تبدیل میشود؟
پاسخ را باید در تفاوت میان قیمت نفت خام و قیمت سوخت نهایی جستوجو کرد. پالایشگاه نفت خام را به بنزین، گازوئیل، سوخت جت و محصولات دیگر تبدیل میکند؛ وقتی فعالیت پالایشگاهها مختل میشود و عرضه بعضی از این محصولات پایین میآید، قیمت فرآوردهها ممکن است سریعتر از هزینه خوراک افزایش یابد. در این وضعیت، پالایشگاهی که همچنان تولید میکند و به بازار دسترسی دارد، میتواند از فاصله بیشتر میان قیمت محصول و هزینه نفت خام بهره ببرد؛ این همان سازوکاری است که حاشیه سود پالایش را بالا میبرد.
گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد در سهماهه سوم سال، حاشیه قیمتی بنزین در آمریکا نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از دو برابر شد و این شاخص برای گازوئیل و سوخت جت تقریباً سه برابر افزایش یافت. اختلال در فعالیت پالایشگاهی در روسیه، چین و خاورمیانه از عوامل محدودشدن عرضه این محصولات بود؛ در آمریکا نیز ذخایر گازوئیل در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر، ۱۳ درصد پایینتر از میانگین پنجساله قرار داشت. به بیان ساده، بازار برای تأمین برخی سوختها تحت فشار بود و همین کمبود، ارزش محصول تولیدشده در پالایشگاههای فعال را بالا برد.
اما سؤال مهمتر از خود رکورد شل، نسبت میان بحران و منفعت اقتصادی است؛ آیا هر اختلالی در بازار انرژی صرفاً پیامد جنگ و حادثه است، یا ممکن است بعضی بازیگران از بیثباتی بازار سود ببرند و برای حفظ این منفعت انگیزه داشته باشند؟ این پرسش را نمیتوان با افزایش حاشیه سود یک شرکت پاسخ داد. بالا رفتن سود در پی کمبود عرضه، بهتنهایی ثابت نمیکند که کمبودها عمداً ایجاد شدهاند یا جنگ برای سودآوری شرکتهای نفتی به راه افتاده است؛ اثبات چنین ادعایی به شواهد مستقلی از دستکاری بازار، تبانی، تصمیمهای هماهنگ یا نقشآفرینی عمدی در ایجاد اختلال نیاز دارد.
با این حال، یک تفاوت مهم وجود دارد: ایجاد بحران با سود بردن از بحران یکی نیست. ممکن است شرکتی در ایجاد جنگ یا اختلال هیچ نقشی نداشته باشد، اما از افزایش قیمت فرآوردهها درآمد بیشتری کسب کند؛ همانطور که ممکن است شرکت دیگری به دلیل آسیبدیدن تأسیسات یا توقف تولید، زیان ببیند. حتی شل هم از این شرایط مصون نیست؛ این شرکت برای سهماهه سوم، حاشیه سود شاخص پالایش بالاتری پیشبینی کرده، اما همزمان اعلام کرده است که سطح بهرهبرداری از پالایشگاههایش تحت تأثیر محدودیت تردد شناورها در رود راین در آلمان قرار میگیرد. بنابراین، اثر بحران بر همه بخشهای یک شرکت نیز یکسان نیست.
موضوع زمانی جدیتر میشود که این پرسش را در مقیاس کل بازار دنبال کنیم؛ وقتی عرضه محدود میشود، برخی تولیدکنندگان و پالایشگاهها امکان فروش محصول با قیمت بالاتر را پیدا میکنند، در حالی که هزینه به مصرفکنندگان و صنایع منتقل میشود. از همین رو، بررسی سودهای استثنایی شرکتهای انرژی در دوره جنگ اهمیت دارد؛ نه برای نتیجهگیری شتابزده درباره پشتپرده بحران، بلکه برای روشنشدن اینکه چه کسانی از اختلال عرضه منتفع شدهاند، این منفعت از کدام فعالیت به دست آمده و آیا رفتار ضد رقابتی یا دستکاری بازار در شکلگیری آن نقشی داشته است.
رکورد شل بهتنهایی سندی از عمدیبودن کمبودها نیست؛ اما پرسش درباره برندگان اقتصادی جنگ و اختلال بازار انرژی کاملاً جدی و قابل بررسی است. برای فهمیدن اینکه بحران فقط سودهای ناخواسته ساخته یا جایی پای رفتار عامدانه هم در میان بوده، باید از عدد سود فراتر رفت و سراغ شواهدی رفت که رابطه میان اختلال عرضه، رفتار بازیگران و منفعت مالی آنها را روشن میکند.
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی نفتیها؛ شما میتوانید از طریق پست الکترونیک naftiha.ir@gmail.com و دایرکت پیج اینستاگرام نفتیها به آدرس @NaftihaNews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.