نفتی ها /در شرایطی که ناترازی گاز، محدودیت تأمین خوراک صنایع، افت تولید در بخشهایی از صنعت و فشار بر نیروگاهها به چالشهای جدی اقتصاد ایران تبدیل شده است، ادامه مشعلسوزی گازهای همراه نفت، یکی از آشکارترین مصادیق ناکارآمدی در حکمرانی انرژی است. مسئله فقط سوزاندن گاز نیست؛ مسئله، از دست رفتن همزمان درآمد، خوراک صنعتی، فرصت اشتغال و ظرفیت تولید ارزش افزوده است.
ابعاد اقتصادی یک اتلاف بزرگ
بر اساس گزارش دیوان محاسبات کشور که در اسفند ۱۴۰۴ منتشر شد، متوسط هدررفت روزانه گازهای مشعل در ششماهه نخست همان سال به حدود ۵۶٫۲ میلیون مترمکعب رسید؛ حجمی که ارزش اقتصادی سالانه آن بیش از ۶ میلیارد دلار برآورد شده است. این نهاد همچنین بر ضرورت جمعآوری روزانه ۴۳٫۸ میلیون مترمکعب گاز مشعل تا پایان برنامه هفتم پیشرفت تأکید کرده است.
از سوی دیگر، برآوردهای ماهوارهای بانک جهانی در نسخه ژوئن ۲۰۲۶ ردیاب جهانی مشعلسوزی، حجم گاز سوزاندهشده ایران را در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۹٫۹۳ میلیارد مترمکعب نشان میدهد؛ رقمی که نسبت به برآورد ۱۳٫۸۵ میلیارد مترمکعبی سال ۲۰۱۲ بیش از دو برابر شده است. بانک جهانی تصریح میکند که تغییر روش محاسبه نیز بر مقایسه ارقام نسخههای مختلف اثر گذاشته است؛ بنابراین این تفاوت را نباید تماماً معادل رشد واقعی مشعلسوزی دانست.
معنای این ارقام برای اقتصاد ایران روشن است: گازی که میتواند به خوراک پتروشیمی، سوخت نیروگاه، مواد اولیه صنایع یا منبع درآمد صادراتی تبدیل شود، بدون ایجاد ارزش اقتصادی متناسب، در شعلهها از بین میرود. افزون بر این، انتشار دیاکسیدکربن و آلایندهها، سلامت جوامع پیرامون مناطق نفتخیز را تحت تأثیر قرار میدهد و هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی دیگری به کشور تحمیل میکند.
چرا قراردادها بهتنهایی کافی نیستند؟
جمعآوری گازهای همراه نفت موضوع تازهای نیست و در سالهای گذشته قراردادها و طرحهای متعددی برای آن تعریف شده است. بااینحال، تداوم حجم بالای مشعلسوزی نشان میدهد که امضای قرارداد، بهتنهایی شاخص موفقیت نیست. معیار واقعی، مقدار گاز جمعآوریشده و تحویلشده به شبکه یا مصرفکننده، زمان بهرهبرداری، پایداری عملکرد تجهیزات و ارزش اقتصادی ایجادشده است.
موانع اصلی را باید در کمبود زیرساخت جمعآوری و فرآورش، تأخیر در اجرای پروژهها، دشواری تأمین مالی، ضعف هماهنگی میان تولیدکننده گاز و مصرفکننده نهایی و نبود نظام شفاف پاسخگویی جستوجو کرد. همچنین اگر برای گاز جمعآوریشده از ابتدا بازار و مسیر مصرف مشخص نباشد، حتی تکمیل تأسیسات نیز الزاماً به بهرهبرداری اقتصادی پایدار منجر نخواهد شد.
پنج راهکار برای عبور از مشعلسوزی
نخست؛ اولویتبندی اقتصادی پروژهها. باید مشعلها بر اساس حجم گاز، ترکیب هیدروکربنی، فاصله تا زیرساخت، هزینه جمعآوری و ارزش مصرف نهایی رتبهبندی شوند. همه پروژهها راهحل یکسان ندارند؛ برخی به واحدهای فرآورش و انتقال، برخی به بازیابی مایعات گازی و برخی به راهکارهای کوچکمقیاس نیاز دارند.
دوم؛ پیوند مستقیم با زنجیره ارزش پتروشیمی. در مناطق مستعد، گاز بازیافتی باید با قراردادهای بلندمدت و سازوکار شفاف به خوراک صنایع پاییندستی و پتروشیمی تبدیل شود. فروش گاز خام تنها گزینه نیست؛ بازیابی ترکیبات ارزشمند و توسعه زنجیره محصولات نیز باید در ارزیابی اقتصادی پروژهها لحاظ شود.
سوم؛ اصلاح مدل تأمین مالی. قراردادهای مشارکت با بخش خصوصی، خرید تضمینی محصول یا خدمت در چارچوب ضوابط قانونی و تعیین سهم روشن سرمایهگذار از منافع بازیابی گاز میتواند جذابیت پروژهها را افزایش دهد. تخصیص گاز، قیمتگذاری و تضمین خرید باید قابل پیشبینی باشد تا ریسک سرمایهگذاری کاهش یابد.
چهارم؛ ایجاد نظام پاسخگویی قابل سنجش. برای هر میدان و شرکت عملیاتی باید هدف سالانه، زمانبندی اجرایی و شاخص عملکرد مشخص شود. گزارشهای فصلی درباره حجم گاز سوزاندهشده، جمعآوریشده، سرمایهگذاری انجامشده و درآمد حاصل نیز باید منتشر و بهصورت مستقل راستیآزمایی شود.
پنجم؛ اولویت دادن به نتیجه، نه اعلام پروژه. پیشرفت واقعی باید با مترمکعب گاز تحویلی و ارزش اقتصادی تحققیافته سنجیده شود، نه تعداد قراردادها یا درصد پیشرفت فیزیکی. همچنین کاهش مشعلسوزی باید در کنار الزامات ایمنی، قابلیت اطمینان تجهیزات و کاهش انتشار آلایندهها ارزیابی شود.
مشعلها، آزمون حکمرانی انرژی ایران
کاهش مشعلسوزی یک پروژه صرفاً فنی نیست؛ آزمونی برای توانایی کشور در تبدیل منابع طبیعی به قدرت اقتصادی است. در شرایط ناترازی انرژی، هر مترمکعب گاز بازیابیشده میتواند بخشی از فشار بر شبکه، نیروگاهها و صنایع را کاهش دهد و به ایجاد ارزش افزوده کمک کند.
ایران برای حل این مسئله بیش از اعلام هدف به نقشه راهی الزامآور، تأمین مالی پایدار، هماهنگی نهادی و ارزیابی شفاف عملکرد نیاز دارد. معیار موفقیت آن نیست که چند قرارداد امضا شده یا چند مشعل در فهرست پروژهها قرار گرفتهاند؛ معیار این است که چه میزان گاز واقعاً از شعلهها نجات یافته و به تولید، درآمد و رفاه عمومی تبدیل شده است./محمد هادی منحصر