شنبه 11 مهر 1405
.

03 Oct 2026

نقشه نجات «قلب انرژی»؛ پارس‌جنوبی چگونه از بحران ناترازی عبور می‌کند؟
نفت / شناسه خبر: 317024 / تاریخ انتشار : 1405/7/11 12:48
|

نقشه نجات «قلب انرژی»؛ پارس‌جنوبی چگونه از بحران ناترازی عبور می‌کند؟

پروژه ملی فشارافزایی پارس جنوبی علی‌رغم وقفه ناشی از شرایط جنگی، با تمرکز بر سناریوی خشکی‌ـ‌دریا برای مهار ناترازی گاز با جدیت دنبال می‌شود.

نفتی ها /پارس جنوبی، قلب تپنده انرژی ایران و بزرگ‌ترین میدان گازی جهان، دهه‌هاست که بار اصلی تأمین سبد انرژی کشور را بر دوش می‌کشد. اما این مخزن عظیم، پس از سال‌ها برداشت بی‌وقفه، اکنون با یک حقیقت فیزیکی اجتناب‌ناپذیر روبروست؛ «افت طبیعی فشار مخزن».

در سال‌های نخست بهره‌برداری، فشار طبیعی مخزن به‌تنهایی قادر بود گاز را با حجم بالا به سکوهای دریایی و از آنجا به پالایشگاه‌های ساحلی تزریق کند؛ فرآیندی که نیاز به دخالت تکنولوژیک پیچیده را به حداقل می‌رساند. اما با گذشت زمان و تخلیه بخشی از ذخایر، این خودجوش بودن روند تولید رنگ باخته است. افت فشار مخزن، به معنای کاهشِ ظرفیت تولید روزانه و تهدیدی مستقیم برای امنیت انرژی کشور در فصول سرد سال است که در ادبیات اقتصادی از آن به عنوان تشدید ناترازی گاز یاد می‌شود.

تغییر پارادایم از برداشت ساده به مهندسی فشار

طرح‌های فشارافزایی که امروز به عنوان ابرپروژه‌های حیاتی صنعت نفت و گاز ایران مطرح هستند، در واقع یک تغییر استراتژی بنیادین در نحوه مواجهه با این میدان مشترک است. این طرح‌ها دیگر به دنبال استخراجِ ساده نیستند؛ بلکه به دنبال مهندسیِ فشارند. ایده اصلی این است که با نصب کمپرسورهای عظیم و ایجاد ایستگاه‌های تقویت فشار، خلأ ناشی از افت طبیعی فشار مخزن را با نیروی مکانیکی جبران کنیم. اگر دیروز پرسش اصلی در پارس جنوبی «چگونه بیشتر برداشت کنیم؟» بود، امروز پارادایم حاکم تغییر کرده و به این سمت رفته است که «چگونه تولیدِ موجود را صیانت کنیم؟» طرح‌های فعلی فشارافزایی، تلاشی هوشمندانه برای جلوگیری از مهاجرت گاز به مناطق مشترک و تضمین تداوم جریان گاز از مخزن به سمت خشکی است. در واقع، ما امروز در نقطه عطفی ایستاده‌ایم که در آن، تکنولوژیِ تزریقِ فشار، به تنها ضامنِ بقای حیاتِ صنعتیِ پارس جنوبی و شبکه توزیع سوخت کشور تبدیل شده است.

ترکش‌های تنش‌های منطقه‌ای بر پیشبرد طرح‌های بالادستی

این پروژه راهبردی که نقشی بی‌بدیل در پایداری شبکه ملی انرژی دارد، تا پیش از این با شتاب و قدرت بالا در مرحله مقدماتی و مهندسی در حال انجام بود. با این حال، بروز درگیری‌ها و تشدید شرایط جنگی در منطقه، جریان تأمین تجهیزات حساس و بخشی از برنامه‌ریزی‌های میدانی را دستخوش وقفه و تعویق ناخواسته کرد. از آنجا که پروژه‌های توسعه‌ای در این سطح به زنجیره لجستیک بین‌المللی، بیمه‌های دریایی و همکاری با مشاوران فنی گره خورده است، شوک ناشی از جنگ روند پیشرفت پروژه‌ها را با دست‌اندازهای جدی روبه‌رو ساخت.

در همین راستا، علیرضا صادقی‌فرد، کارشناس توسعه میادین مشترک، با اشاره به تأثیر جنگ بر تأخیر پروژه‌های زیربنایی تأکید کرد: شوک‌های امنیتی و تنش‌های ژئوپلیتیک همواره زنجیره تأمین پروژه‌های فراساحلی را دچار اختلال موقت می‌کنند؛ ریسک بالای حمل‌ونقل دریایی، تعلیق خطوط اعتباری و تأخیر در سفارش‌گذاری اقلام با زمان تحویل طولانی، فشار مضاعفی بر اجرای پروژه‌ها در خلیج فارس تحمیل کرد. اما واقعیت این است که وزارت نفت به سرعت توانست ابتکار عمل را بازپس گیرد و با تعریف خطوط حمایتی جدید، حرکت این چرخ را مجدداً احیا کند تا افت فشار به گلوگاه برگشت‌ناپذیر کشور بدل نشود.

سناریوی ترکیبی خشکی و دریا؛ تدبیر دولت در برابر ناترازی

تداوم تولید صیانتی از میدان مشترک پارس جنوبی با توجه به افت طبیعی فشار مخزن، به یکی از چالش‌های کلیدی در صنعت نفت ایران بدل شده است. در همین راستا، اجرای سناریوی ترکیبی (Onshore-Offshore) برای فشارافزایی در محدوده هاب ۱، به عنوان راهکاری عملیاتی برای مدیریت ناترازی گاز در کوتاه‌مدت و تثبیت تولید در بلندمدت، در دستور کار کارشناسان و متولیان قرار گرفته است. برخلاف پروژه‌های متداول که صرفاً بر تأسیسات دریایی متمرکز هستند، در این مدل عملیاتی، فشارافزایی در دو لایه متمایز طراحی شده است: فاز اضطرار و میان‌مدت (خشکی‌محور) و فاز نهایی (دریامحور).

طبق بررسی‌های صورت گرفته، در فاز خشکی‌محور با هدف پاسخ‌گویی سریع به نیاز شبکه در فصول پرمصرف، نصب ۹ واحد کمپرسور با ظرفیت عملیاتی ۳۳۳ میلیون فوت مکعب استاندارد در روز در سایت پالایشگاهی فاز ۱۲ پیش‌بینی شده است. این اقدام با هدف به حداقل رساندن مهاجرت گاز به سمت بخش‌های مشترک مخزن و جایگزینی موقت فشارهای اولیه (MP) در دریا انجام می‌شود. در فاز دریامحور نیز برآوردها حاکی از آن است که با فاصله زمانی سه ساله از عملیاتی شدن فاز خشکی، استقرار دو مجموعه «مینی‌هاب» در موقعیت‌های دریایی، هر یک با ظرفیت فرآیندی ۱۰۰۰ میلیون فوت مکعب در روز، راهکار اصلی برای تثبیت بازیافت نهایی از مخزن محسوب می‌شود. نقطه عطف عملیاتی در این مرحله، ایجاد شبکه ارتباطی جدید برای انتقال گاز است. شرکت پتروپارس به عنوان مجری این طرح، با ابلاغ قراردادهای ساخت تجهیزات دریایی به پیمانکاران داخلی، فرآیند بومی‌سازی قطعات حساس را با تمام توان دنبال می‌کند.

جزئیات عملیاتی و ابلاغ قراردادهای ساخت در هاب یک

حمیدرضا ثقفی، مدیرعامل گروه پتروپارس، با تشریح سناریوی منتخب در این بخش اظهار داشت: طرح فشارافزایی مرزی‌ترین فازهای میدان مشترک پارس جنوبی در هاب ۱ در دو فاز اجرایی خواهد شد. فاز اول، راه‌حل سریع در کوتاه‌مدت و میان‌مدت است؛ در این مرحله، ۹ کمپرسور با ظرفیت هرکدام ۳۳۳ میلیون فوت مکعب استاندارد در روز به همراه تأسیسات جانبی مورد نیاز در پالایشگاه خشکی فاز ۱۲ نصب می‌شوند. این بخش عملاً جایگزین مرحله اول فشارافزایی در دریا بوده و با هدف تسریع در اجرا، استفاده حداکثری از توان داخل در مهندسی، تأمین و ساخت تأسیسات، جلوگیری از مهاجرت گاز و هدررفت سرمایه ملی و کمک به رفع ناترازی گاز در کشور عملیاتی خواهد شد.

وی در ادامه افزود: فاز دوم، راه‌حل بلندمدت است؛ پس از گذشت سه سال از اجرای فاز اول در خشکی، عملیات فشارافزایی در دریا در قالب دو مجموعه مینی‌هاب ۱-۱ و ۲-۱ با ظرفیت هرکدام ۱۰۰۰ میلیون استاندارد فوت مکعب در روز عملیاتی می‌شوند تا بازیافت نهایی از مخزن محقق گردد. در همین مسیر و به عنوان گام نخست اجرایی‌سازی این طرح ملی، در بیست‌وهشتم خردادماه ۱۴۰۵، قرارداد ساخت جکت چهارپایه رایزر پلتفرم RP-۱ به وزن کل حدود ۲۵۰۰ تن به شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران ابلاغ شد. این سکو در مجاورت و فاصله حدود ۴۰ متری از سکوی SPD۱۲A نصب می‌شود و با طرح توسعه میدان گازی بلال مشترک است. هدف از طراحی و نصب این سازه دریایی، انتقال گاز تولیدی از سکوی SPD۱۲A به مجموعه هاب ۱ فشارافزایی، دریافت گاز فشارافزایی‌شده از هاب ۱، انتقال به تأسیسات فشارافزایی در پالایشگاه خشکی فاز ۱۲ از طریق خط لوله زیردریایی ۳۲ اینچ سکوی SPD۱۲A و همچنین انتقال گاز طرح توسعه میدان بلال به پالایشگاه خشکی فاز ۱۲ از همین طریق است.

افق پاییز ۱۴۰۵ و ضرورت غلبه بر گلوگاه‌های تأمین کالا

این رویکرد ترکیبی، تلاشی شفاف برای تغییر پارادایم از تکیه صرف بر تأسیسات دریایی به سمت توزیع هوشمند فشارافزایی میان خشکی و دریاست تا ضمن کاهش هزینه‌های اولیه، ریسک‌های تأمین گاز در شرایط پیک مصرف به حداقل ممکن برسد. با توجه به ماهیت فنی پروژه، مدیریت اقلام با زمان تحویل طولانی (Long-lead Items) به عنوان گلوگاه اصلی پیشرفت فیزیکی شناسایی شده است. بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته در وزارت نفت و مجموعه پتروپارس، قراردادهای خرید این اقلام و ساخت تأسیسات اصلی فشارافزایی در پاییز ۱۴۰۵ به سازندگان و پیمانکاران واجد صلاحیت واگذار خواهد شد تا تمامی ارکان عملیاتی طرح، پیش از رسیدن به مراحل بحرانی افت فشار مخزن، آماده بهره‌برداری باشند.

در مجموع، آنچه در حال وقوع در میدان مشترک پارس جنوبی است، فراتر از یک پروژه مهندسی ساده، نبردی تمام‌عیار برای صیانت از امنیت ملی انرژی به حساب می‌آید. تقسیم وظایف میان فاز اضطراری خشکی و فاز تثبیت دریا، انعطاف‌پذیری فوق‌العاده‌ای به شبکه تأمین گاز بخشیده است. اگرچه اصطکاک‌های ناشی از فضای بحران و جنگ، سرعتی را که در ابتدای کار شاهد آن بودیم موقتاً با تأخیر مواجه کرد، اما عزم و پیگیری وزارت نفت نشان می‌دهد که این طرح بدون توقف به جلو رانده می‌شود تا با آغاز فازهای تکمیلی، کمبود گاز کشور مهار و تضمین پایدار منابع برای دهه‌های آینده فراهم گردد./مهر

لینک کوتاه

http://naftiha.ir/317024

کلیدواژه

پارس جنوبی

قلب انرژی

اخبار مرتبط

ارسال نظرات

captcha
آخرین اخبار
پربیننده ترین ها