نفتی ها /فائزه پناهی؛ نتایج نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) درباره وضعیت انرژی، تصویری قابلتأمل از نگاه مردم به یکی از مهمترین چالشهای کشور ارائه میدهد. این نظرسنجی از ۱۰ تا ۱۶ خردادماه و با مشارکت یکهزار و ۴۷۵ نفر از افراد بالای ۱۸ سال در سراسر کشور انجام شده است.
بر اساس نتایج، ۶۶ درصد مردم نسبت به کمبود انرژی و احتمال جیرهبندی آن نگراناند. حدود ۸۰ درصد نیز کنترل گرانی و تورم را مهمترین اولویت خود دانستهاند؛ یعنی انرژی اگرچه دغدغه جدی جامعه است، اما همچنان زیر سایه فشار اقتصادی قرار دارد.
اما بخش مهمتر نظرسنجی، پاسخ مردم درباره علت ناترازی است. ۵۱ درصد «عدم مدیریت مسئولان» را عامل اصلی دانستهاند، ۳۶ درصد مصرف بالای مردم را مقصر میدانند و ۲۵ درصد نیز به فرسودگی تجهیزات اشاره کردهاند.
این اعداد یک نکته مهم دارد؛ مردم همه تقصیر را متوجه دولت نمیدانند. وقتی بیش از یکسوم پاسخگویان مصرف بالا را یکی از عوامل ناترازی میدانند و صرفهجویی را هم در میان راهکارها قرار میدهند، یعنی جامعه تا حدی مسئولیت خود را پذیرفته است.
اما چرا با این حال، سهم مدیریت در نگاه مردم پررنگتر است؟واقعیت این است که ناترازی انرژی را نمیتوان فقط با مصرف توضیح داد. رشد تقاضا و شدت بالای مصرف انرژی در ایران واقعیت دارد، اما در طرف دیگر ماجرا، کمبود سرمایهگذاری، فرسودگی بخشی از تجهیزات، محدودیت شبکه، راندمان نیروگاهها و مشکلات تأمین سوخت نیز قرار دارد. بنابراین کاهش مصرف لازم است، اما بهتنهایی ناترازی را حل نمیکند.
از این منظر، انتقاد ۵۱ درصدی مردم را نمیتوان صرفاً ناشی از ناآگاهی دانست. مصرفکننده نتیجه نهایی را میبیند؛ خاموشی، محدودیت، افت فشار یا نگرانی از تأمین انرژی. برای او اینکه مشکل از نیروگاه است یا شبکه یا سوخت، تفاوت چندانی ندارد. بنابراین طبیعی است که عملکرد کل سیستم را با عنوان کلی «مدیریت» ارزیابی کند.
در مقابل، روایت دیگری هم وجود دارد که نمیتوان نادیدهاش گرفت. ایران از نظر ذخایر نفت و گاز کشوری ثروتمند است و ۸۸ درصد پاسخگویان نیز معتقدند کشوری با چنین منابعی نباید با مشکل تأمین انرژی مواجه باشد.
از نظر فنی، داشتن ذخایر نفت و گاز بهمعنای برخورداری از انرژی نامحدود نیست. میان ذخیره زیر زمین و انرژی قابلتحویل به مصرفکننده، سرمایهگذاری، تولید، پالایش، نیروگاه و شبکه قرار دارد. اما از نظر افکار عمومی، این انتظار کاملاً قابل درک است؛ مردم میپرسند کشوری که سالها خود را قدرت بزرگ نفت و گاز معرفی کرده، چرا باید برای برق و گاز با کمبود مواجه شود؟
اینجا یک مشکل مهمتر خودش را نشان میدهد: اعتماد.حدود ۶۵ درصد مردم اعتماد محدودی به صداقت مسئولان درباره وضعیت انرژی دارند و ۵۶ درصد نیز امید کمی به توانایی دولت برای مدیریت شرایط تابستان داشتهاند. در عین حال، حدود ۶۵ درصد ارزیابی مثبتی از پویش «۲۵ درجه» داشتهاند.
این ترکیب اتفاقاً پیام روشنی دارد؛ مردم لزوماً با صرفهجویی مخالف نیستند، اما ظاهراً انتظار دارند سهم دولت در حل بحران هم به همان اندازه که از آنها انتظار کاهش مصرف میرود، دیده شود.
اگر قرار باشد هر بار که ناترازی تشدید میشود، تمام بحث به کولر، لامپ و مصرف خانگی ختم شود، بخشی از جامعه احساس خواهد کرد ریشههای اصلی بحران نادیده گرفته شده است. همانطور که نادیده گرفتن مصرف بالای انرژی و انتظار برای حل همه مشکلات از طریق افزایش تولید هم راهحل کاملی نیست.
ناترازی انرژی حاصل جمع چند مسئله است؛ مصرف بالا، سرمایهگذاری ناکافی، فرسودگی، اقتصاد انرژی و ضعفهای مدیریتی. هیچکدام بهتنهایی توضیح کامل بحران نیست.
شاید مهمترین عدد این نظرسنجی هم نه ۶۶ درصد نگرانی مردم، بلکه همان ۶۵ درصد بیاعتمادی باشد. چون اصلاح مصرف بدون همراهی مردم ممکن نیست و همراهی هم بدون اعتماد شکل نمیگیرد.
مسئله انرژی ایران فقط کمبود مگاوات و مترمکعب نیست؛ بخشی از آن، شکافی است که میان توضیح مسئولان و برداشت مردم ایجاد شده است. پر کردن این شکاف، احتمالاً به اندازه ساخت نیروگاه و توسعه شبکه اهمیت دارد.