نفتی ها /: پیش از ظهر امروز، 24 اردیبهشت ماه 1397 پس از اعلام بروز آتش سوزی در واحد ۷۰۰ پتروشیمی آبادان گروههای امدادی بلافاصله به محل اعزام شدند.و مبادرت به خاموش کردن آتش نمودند و در همان ده دقیقه ابتدایی وقوع آتش سوزی، آتش به طور کامل مهار شد، این اتفاق اما دو مصدو بر جای گذاشت.
بازخوانی حادثه
در این آتش سوزیدو نفر از کارکنان که به محل وقوع حادثه نزدیکتر بودند دچار مصدومیت شدند که یک نفرشان به درمانگاه پتروشیمی اعزام و دیگری که وضعیت بدتری (سوختگی ناشی از حریق) داشت به بیمارستان طالقانی اعزام شد و تعدادی از کارکنان و کسانی که برای مهار آتش سوزی در محل بودند به دلیل استنشاق دود ناشی از آتش سوزی دچار تنگی نفس شدند که در همان محل توسط دستگاه اکسیژن حالشان بهبود یافت.
به گفته رییس روابط عمومی این شرکت علت حادثه هنوز مشخص نشده است اما آنطور که شنیده شده است، این آتشسوزی بر اثر نشتی یکی از پمپهای گاز حادثه آتش سوزی در واحد ۷۰۰ پتروشیمی آبادان رخ داده است.
علاج واقعه پیش از وقوع
نکته ای که بعد از هر حادثه ای دوباره بر سر زبان ها می افتد این است که حال چرا این اتفاق افتاده که خود میتواند دلایل مختلفی از خطای انسانی یا حتی بدی جو داشته باشد و این که برای پیشگیر و حل و فصل قضیه آیا راهکاری ایجاد شده است یا خیر، هر چند حادثه آتش سوزی آبادان یک حادثه کوچک بود اما باز هم میتواند تلنگری باشد برای جدی گرفتن مسئله بیمه در صنعت پتروشی ها ، باید گفت طی چند سال گذشته ایجاد حوادث متعدد در صنعت پتروشیمی اهمیت نحوه انتخاب مناسب شرکت بیمه کننده مجتمع های پتروشیمی را صد چندان کرده است. اما دراین بین روال سنتی رواج یافته در مجتمع های پتروشیمی که از راه مناقصه بیمه گذار را تعیین میکنند بلای جان این صنعت شده است.
مساله ای که در بیمه کردن مجتمع های پتروشیمی اهمیت زیادی دارد موضوع ریسک بالا و حجم عظیم ریسکهای موجود است که باید تحت پوشش قرار بگیرد. به عنوان مثال یک جرقه کوچک در یک مجتمع پتروشیمی منجر به یک خسارت 94 میلیون یورویی شد. قطعا این میزان خسارت آسیب بزرگی برای اقتصاد کشور تلقی میشود. بنابراین اهمیت صنعت بیمه در صنعت پتروشیمی را باید از دو منظر مورد بررسی قرار داد. از طرفی شرکت های بیمه به جهت اینکه شریک خسارت میشوند حتما باید به دانش صنعت پتروشیمی مسلط باشند تا اینکه بتوانند با ارزیابیهای درست و سنجش ریسک پروژهها و همکاری تنگاتنگ با واحدهای HSE پتروشیمیها اولاً تا حد امکان از وقوع خسارت پیشگیری کنند و در وحله دوم در صورت وقوع حادثه از شدت و میزان آن بکاهند.ولی آیا واقعا شرکت های بیمه ما به اندازه کافی این دانش را دارند؟ یا ما صرفا بیمه را یک صنعتی میدانیم که یک دانش آماری و یک کار مالی است. شرکتهای بیمه باید درگیر جزئیات فنی و تخصصی صنعت هایی شوند که در آن ورود پیدا میکنند. به عبارت دیگر شناخت و ارزیابی صحیح از ریسکهای موجود تا حد زیادی میتواند بیمه گران را در اتخاذ پذیرش و کنترل ریسکهای خود کمک کند.
شرکت های بیمه متخصص یا ناشی
البته برخی از شرکتهای بیمه تخصص لازم در برخی از صنایع را دارند اما قطعا این تخصص برمبنای تجربه صورت گرفته نه دانش فنی و تخصصی! به زبانی ساده تر برخی از شرکتهای بیمه به دلیل آنکه در برخی از صنایع سالهای سال است که فعال هستند به صورت تجربی اطلاعاتی به دست آورده اند و از این اطلاعات در بیمه کردن این صنعت ها بهره می برند اما قطعا این امر برمبنای تخصص و دانش فنی و تخصصی نیست. به عنوان مثال ما چندی پیش به دنبال بیمه کردن یک دستگاه TBM بودیم در حالیکه کارشناسان ارزیاب شرکتهای بیمه هنوز یک دستگاه TBM را از نزدیک مشاهده نکرده بودند و اطلاعات فنی لازم را در خصوص نحوه کارکرد دستگاه مذکور وارزیابی ریسک آن نداشتند یا حتی ارزیابی ارزش دستگاه را نداشتند.
در بیمه یک مساله ای داریم به عنوان قائده نسبی که تاکید دارد بیمه گذار باید به اندازه ارزش واقعی موضوع بیمه را بیمه کند اگر کمتراز ارزش واقعیش رقم را اعلام کند تلقی بیمه اینست خواسته کمتر حق بیمه بپردازد. ازسویی دیگر براساس یک قاعده دیگر نیز تاکید میشود که دراعلام رقم سرمایه موضوع بیمه باید حسن نیت وجود داشته باشد. همچنین قاعده دیگری در صنعت بیمه هست که تاکید دارد اثبات میزان خسارت طرح شده به عهده بیمه گذاراست. اگر به تمام این قوانین اشاره کردم به این دلیل است که در نهایت تاکید کنیم قواعد زیادی در صنعت بیمه وجود دارد که درصورت توجه به آن در هنگام صدور بیمه نامه و نیز عدم شناخت درست نسبت به مقررات در زمان بیمه کردن و حتی خسارت گرفتن دردسرساز خواهد شد و البته تمام این دردسرها قطعا گریبانگیر بیمه گذار خواهد بود. براساس ماده 10 قانون بیمه اگر مجموعه ای به دلیل پرداخت کمتر حق بیمه رقم سرمایه را کمتر اعلام کرده باشد به همان اندازه هم خسارت کمتری دریافت خواهد کرد. و اگر مجموعه ای بیش از رقم سرمایه تجهیزات رقمی را اعلام کند و البته حق بیمه بیشتری هم بپردازد بازهم در زمان دریافت خسارت بر خلاف تصور، خسارت زیادی شامل حال وی نخواهد شد و رقم خسارت قطعاً براساس ارزیابی های صورت گرفته نسبت به ارزش واقعی پرداخت خواهد شد.خب کاملا مشخص است شرکت های بیمه از زیربار این مسوولیت شانه خالی میکنند. به جای آنکه در متن قرارداد واژه ارزش توافق شده را درج کنند اغلب واژه ارزش اظهارشده را مورد استفاده قرار میدهند. بنابراین صنعت بیمه باید به سمتی حرکت کند که در نهایت به الگویی برسد که ارزش توافق شده و ارزیابی شده ملاک قرار بگیرد. به نوعی باید به سمتی حرکت کنیم که میزان خسارت برمبنای توافقات صورت گرفته و محاسبه استهلاک تجهیزات محاسبه گردد.
نقش کارگزارن بیمه در صنعت پتروشیمی
اساسا کار کارگزار کار مشورت دادن است اصلا تعریف دیگری ندارد. اما متاسفانه اغلب مدیران ما کارگزار را نماینده شرکت بیمه میبینند درصورتیکه اصلا اینطور نیست. کار اصلی کارگزار این است که دانش بیمه را با دانش و تخصصی که در موردش مشورت میدهد تلفیق کند. بخاطر اینکه صنعت پتروشیمی ما به اندازه کافی به سراغ کارگزار نیامده است کارگزارانمان هم رشد نکرده اند چراکه احساس نیازی نبوده است. جدا معتقدم تلاشگران صنعت بیمه باید دوره های تخصصی هر حوزه ای را که در رابطه با آن فعالیت میکنند بگذرانند. باید عین متخصصان پتروشیمی در دوره های تخصصی شرکت کنند و با ریسک های این کار آشنا شوند که بتوانند در موقع مناسب موثر واقع شوند. اما واقعا این اتفاق چقدر افتاده و اصلا چه تعداد کارگزار واقعا به فکر این مساله افتاده اند که تیمی را تجهیز کنند که به دانش تخصصی صنعت پتروشیمی مسلط باشند؟ اگر کارگزار و یا شرکت بیمه ما تخصص لازم را در یک حوزه نداشته باشد قطعا نمیتواند به راحتی یک شرکت بیمه خارجی را مجاب به همکاری کند مگر آنکه شرکت خارجی در نهایت برای پوشش ریسک خود حق بیمه بالاتری تعیین کند که در اینصورت نیز شاید رقم نهائی اعلام شده از سوی بیمه خارجی مقرون به صرفه نباشد. بنابراین از هر زاویه ای که به موضوع بهره گیری از کارگزار نگاه کنیم متوجه می شویم در حال حاضر اقتصاد ما به شدت به کارگزاری نیاز دارد که با دارا بودن تیم تخصصی در صنایع حرفه ای چون پتروشیمی فعال شوند.
همچنین باید گفت طبق قوانین مصوب هزینه ای کارگزار دریافت نمیکند. اما میتوانند توافقاتی داشته باشند که هزینههای مجزایی در قبال ارائه یک سری خدمات اضافه دریافت کنند. اما در دنیا روال این است که همه به کارگزار هزینه را پرداخت میکنند و کارگزار درصدی از آن رقم را به شرکت بیمه میدهد این درشرایطی است که یک کارگزاری بین المللی شاید اندازه کل اقتصاد ما فعالیت بیمه ای انجام دهد. اما در ایران هنوز به این ضرورت نرسیده باشند. بنابراین فعلا کارگزار حق الزحمه خود را از بیمه گران دریافت میکند. بنابراین برای شرکتها بهره گیری از یک کارگزار رسمی بیمه که صاحب صلاحیت لازم هم از سوی بیمه مرکزی شناخته شده هزینه ای ندارد.
برخی از مدیران پتروشیمی شاید این دغدغه را داشته باشند که اگر کار بیمه را بدون مناقصه به شرکتی بدهند از نظر بازرسی در آینده دچار مشکل شوند. فکر میکنید این امکان وجود دارد که کارگزاران با نوشتن یک قرارداد مناسب و ارائه آن به شرکتهای بیمه و حضور براساس آن در مناقصه به صنعت پتروشیمی کمک کنند؟
سخن آخر
موضوع بیمه را خیلی بیشتر از آنچه که هست جدی بگیرند. علاوه بر تیم ناظرخودشان برای یشگیری از وقوع خسارت، بیمه میتواند کارشناس دیگری در کنار مدیران پتروشیمی برای نظارت های ایمنی و امنیتی این صنعت باشد. ضمن آنکه باید در انتخاب پوشش دهنده ریسک خیلی مطالعه انجام بدهند. به نحویکه حداقل برای یکسال بیمه کردن دو سال مطالعه لازم است. واقعا از مناقصه برای انتخاب بیمه گر فاصله بگیرند و بیشتر به مذاکره برای تعیین حق بیمه اهمیت دهند و بیش از مسأله حق بیمه به شرایط خصوصی و نحوهی تنظیم قراردادهای بیمهای و توانگری شرکتهای بیمه اهمیت قائل باشند.