نفتی ها /فائزه پناهی؛ هشتمین نشست سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز در مسکو در شرایطی برگزار میشود که امنیت زیرساختهای انرژی، اختلال در مسیرهای انتقال و محدودیتهای سرمایهگذاری، بحث درباره آینده بازار گاز را از سطح همکاریهای معمول میان تولیدکنندگان فراتر برده است؛ با این حال، مرور پوشش رسانههای خارجی نشان میدهد همه رسانهها از یک زاویه به این نشست نگاه نمیکنند و آنچه برای ایران اهمیت دارد، تفاوت میان برجستگی سیاسی حضور در مسکو و دستاورد اقتصادی قابلاندازهگیری آن است.
خبرگزاری رویترز در گزارش خود درباره نشست سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز در مسکو، از برنامه دیدار ولادیمیر پوتین با مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، و امیر قطر خبر داد؛ دیدارهایی که در حاشیه تحرکات دیپلماتیک مرتبط با این نشست برنامهریزی شدهاند. هرچند این گزارش به توافق تازهای در حوزه گاز اشاره نمیکند، همزمانی این رایزنیها با نشست سران کشورهای صادرکننده گاز، اهمیت پیوند دیپلماسی و همکاریهای انرژی را برجسته میکند؛ بهویژه برای ایران که توسعه همکاری با روسیه و دیگر بازیگران منطقهای را دنبال میکند، با این حال، میزان اثرگذاری این رایزنیها بر جایگاه گازی ایران به نتایج عملی آنها، از جمله توافقهای اجرایی، مسیرهای انتقال و حجم مبادلات گازی، وابسته خواهد بود.
خبرگزاری اینترفاکس روسیه در گزارشی که ۲۶ اکتبر منتشر کرد، به نقل از یوری اوشاکوف، دستیار رئیسجمهوری روسیه، نشست مسکو را فرصتی برای ورود مجمع به مرحله تازهای از همکاری توصیف کرد؛ مرحلهای که به گفته او میتواند موضوعاتی فراتر از هماهنگیهای معمول بازار، از جمله توسعه ظرفیتهای فناورانه، حفاظت از زیرساختهای حیاتی گاز و تقویت موقعیت بلندمدت کشورهای عضو را در بر بگیرد. اوشاکوف همچنین بر تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، ثبات قراردادهای بلندمدت و پیشبینیپذیری قیمتها تأکید کرده است.
اما این روایت یک پرسش مهم را پیش میکشد، آیا مجمع کشورهای صادرکننده گاز میتواند به سازوکاری مؤثرتر برای دفاع از منافع تولیدکنندگان تبدیل شود؟ اعضای این مجمع حدود ۷۰ درصد ذخایر اثباتشده گاز جهان را در اختیار دارند، اما سهم آنها از تولید تجاری گاز ۳۸ درصد و از صادرات جهانی گاز ۴۲ درصد است؛ اعدادی که نشان میدهد برخورداری از ذخایر عظیم، بهتنهایی به معنای تسلط بر بازار نیست. تفاوت میان ظرفیت زمینشناختی و قدرت واقعی عرضه، همان مسئلهای است که اهمیت همکاری در زمینه سرمایهگذاری، زیرساخت و دسترسی به بازارها را افزایش میدهد.
در این میان، پوشش رسانه روداو انگلیسی از سفر مسعود پزشکیان به مسکو، بیشتر بر تلاش تهران برای گسترش همکاری اقتصادی و انرژی با روسیه در شرایط تشدید تحریمهای آمریکا متمرکز است. این رسانه در گزارش ۲۷ اکتبر خود، به اظهارات رئیسجمهوری ایران درباره ضرورت گسترش همکاری با مسکو و عملیاتیشدن توافقهای دوجانبه اشاره کرده است؛ روایتی که نشست گازی را در پیوند با روابط راهبردی دو کشور بررسی میکند، نه صرفاً بهعنوان یک رویداد تخصصی در حوزه انرژی.
با این حال، برای ارزیابی جایگاه ایران در این نشست، توجه به مواضع اعلامشده از سوی سرپرست وزارت نفت اهمیت بیشتری دارد. روزنامه داون پاکستان در گزارش ۲۶ اکتبر خود، اظهارات حمید بورد در نشست وزارتی مجمع را بازتاب داده است؛ اظهاراتی که در آن، مداخلات نظامی آمریکا و تحریمهای یکجانبه از عوامل اثرگذار بر سرمایهگذاری، امنیت و پیشبینیپذیری بازارهای جهانی انرژی معرفی شدهاند.
این موضع، روایت ایران از مسئله امنیت انرژی را روشن میکند: از نگاه ایران، ثبات بازار صرفاً به میزان تولید و عرضه وابسته نیست و شرایط سیاسی، امکان تأمین مالی پروژهها و امنیت زیرساختها نیز در آن نقش دارند. با این حال، این گزارش موضع اعلامشده از سوی مقام ایرانی را منعکس میکند و نباید آن را بهعنوان ارزیابی مستقل داون از همه عوامل مؤثر بر بازار گاز در نظر گرفت.
اما شاید ملموسترین بخش حضور ایران در مسکو، نه در سخنرانیها، بلکه در دیدارهای دوجانبه دنبالپذیر باشد. خبرگزاری APA جمهوری آذربایجان در ۲۷ اکتبر از دیدار پرویز شهبازوف، وزیر انرژی این کشور، با حمید بورد خبر داد؛ دیداری که به گفته شهبازوف، وضعیت همکاریهای انرژی دو کشور، چشمانداز توسعه آن و موضوعات مورد علاقه مشترک در آن بررسی شده است.
اهمیت این دیدار برای صنعت گاز ایران از آن جهت است که همکاری منطقهای میتواند در توسعه مبادلات، دسترسی به مسیرهای انتقال و صادرات خدمات فنی و مهندسی نقش داشته باشد؛ البته گزارش APA بهتنهایی از امضای قرارداد جدید یا تعیین حجم مشخصی از مبادلات خبر نمیدهد.
در کنار این دیدار، گزارش پرستیوی انگلیسی از مذاکرات سهجانبه ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان درباره نهاییکردن توافق سوآپ گاز، موضوعی است که میتواند به گزارش بُعد عملیاتی بدهد. بر اساس اظهارات نقلشده از بورد، چارچوب کلی توافق تبادل گاز مورد توافق قرار گرفته و مراحل فنی برای نهاییکردن آن در حال پیگیری است؛ همچنین مسیر انتقال گاز روسیه از طریق جمهوری آذربایجان مطرح شده است.
با وجود اهمیت این خبر، میان توافق بر سر چارچوب کلی و اجرای واقعی سوآپ فاصله وجود دارد. تا زمانی که جزئیاتی مانند حجم مبادله، زمان آغاز، شرایط تجاری و ترتیبات اجرایی روشن نشود، نمیتوان از تحقق یک مسیر جدید و عملیاتی صادرات یا واردات گاز سخن گفت. از این منظر، ارزش این رایزنیها در نهایت با نتیجهای سنجیده میشود که به جریان واقعی گاز و منافع اقتصادی طرفها منجر شود.
در سطحی گستردهتر، مواضع قطر در نشست وزارتی نشان میدهد نگرانی درباره امنیت انرژی محدود به ایران و روسیه نیست. خبرگزاری رسمی قطر گزارش داده است که سعد شریده الکعبی، وزیر مشاور در امور انرژی این کشور و مدیرعامل قطرانرژی، بر ضرورت حفاظت از تأسیسات انرژی، مسیرهای انتقال و خطوط کشتیرانی در شرایط درگیری تأکید کرده است. او با اشاره به پیامدهای اختلال در تردد از تنگه هرمز، این وضعیت را عاملی مؤثر بر دسترسی بازارهای جهانی به انرژی و سایر کالاهای ضروری دانسته است.
اهمیت این موضع برای نشست مسکو در آن است که امنیت عرضه گاز طبیعی مایعشده، فقط به توان تولید کشورهای صادرکننده وابسته نیست؛ امکان انتقال محمولهها، امنیت مسیرهای دریایی و استمرار فعالیت تأسیسات نیز تعیینکنندهاند. به این ترتیب، موضوع امنیت انرژی از یک شعار مشترک دیپلماتیک به مسئلهای با پیامدهای مستقیم برای تجارت جهانی تبدیل میشود.
در کنار این روایتها، خبرگزاری آناتولی نیز حضور پزشکیان در مسکو را در چارچوب نشست سران و دیدارهای احتمالی او با مقامهای کشورهای شرکتکننده پوشش داده است. تفاوت این گزارش با روایت اینترفاکس یا داون در آن است که بیشتر بر رویداد دیپلماتیک و برنامه دیدارها متمرکز است؛ در حالی که گزارشهای دیگر به آینده همکاری میان صادرکنندگان، مواضع ایران درباره تحریمها و امنیت انرژی میپردازند.
مجموع این گزارشها یک تصویر چندلایه از نشست مسکو ارائه میکند؛ روسیه بر گسترش همکاری و تقویت جایگاه مجمع تأکید دارد؛ ایران تحریمها و امنیت سرمایهگذاری را در مرکز مواضع خود قرار داده؛ جمهوری آذربایجان از ضرورت توسعه ظرفیت تولید و صادرات سخن میگوید و قطر بر امنیت تأسیسات و مسیرهای انتقال تأکید میکند. اینها مواضع و روایتهای متفاوتی هستند که در یک نشست مشترک کنار هم قرار گرفتهاند، نه نشانهای قطعی از شکلگیری یک سیاست واحد میان همه اعضا.
برای ایران اما، آزمون اصلی پس از پایان نشست آغاز میشود. آیا مذاکرات با روسیه به توافق اجرایی سوآپ گاز میرسد؟ آیا رایزنی با جمهوری آذربایجان به توسعه مبادلات یا همکاریهای فنی منجر خواهد شد؟ و آیا حضور در مجمعی با چنین سهم بزرگی از ذخایر جهانی، میتواند به افزایش قدرت واقعی ایران در بازار گاز کمک کند؟
در واقع پاسخ این پرسشها را نه تعداد دیدارها و نه بیانیههای مشترک، بلکه جزئیات توافقها، زمانبندی اجرا و حجم مبادلات مشخص خواهد کرد، در شرایطی که امنیت انرژی به یکی از موضوعات اصلی سیاست جهانی تبدیل شده، اهمیت نشست مسکو برای ایران نیز در همین نقطه قرار دارد: فاصله میان ظرفیت گازی کشور و امکان تبدیل آن به سهمی پایدار و قابلاندازهگیری در تجارت جهانی.