جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، با ایجاد اختلال در جریان انرژی از تنگه هرمز، بازارهای نفت و گاز را وارد مرحلهای تازه از بیثباتی کرده است؛ بحرانی که آثار آن از بازارهای جهانی فراتر رفته و به هزینه سوخت، حملونقل، تولید صنعتی و معیشت خانوارهای اروپایی رسیده است.
نفتی ها /آذر جزایری، بررسی شاخصهای بازار انرژی نشان میدهد نفت برنت در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ به ۱۰۸٫۱۴ دلار در هر بشکه رسید؛ در حالی که قیمت آن در دوره پیش از جنگ حدود ۷۲ دلار بود. در همین بازه، شاخص گاز طبیعی اروپا، TTF، از حدود ۳۲ یورو به ۸۹٫۵۶ یورو بهازای هر مگاواتساعت افزایش یافت؛ رشدی نزدیک به ۱۸۰ درصد؛ این افزایشها نشان میدهد که پیامدهای جنگ صرفاً نظامی و امنیتی نیست و اختلال در یک گذرگاه راهبردی انرژی میتواند هزینههای اقتصادی گستردهای برای کشورهای واردکننده ایجاد کند.
از تنگه هرمز تا افزایش قیمت کالاها
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان است. محدود شدن عبور کشتیها از این مسیر، عرضه قابل دسترس انرژی را کاهش داده و رقابت میان خریداران آسیایی و اروپایی برای تأمین محمولههای جایگزین را تشدید کرده است.
در اروپا، افزایش قیمت گاز بهویژه برای صنایع انرژیبر، تولیدکنندگان مواد شیمیایی، کودهای کشاورزی و شرکتهای تولید برق اهمیت دارد. در بخش حملونقل نیز گران شدن سوخت و هزینههای بیمه و لجستیک میتواند به افزایش قیمت خدمات و کالاها منجر شود.
این اثر در زنجیره تأمین محصولات غذایی نیز قابل مشاهده است؛ زیرا تولید کود، فعالیت ماشینآلات کشاورزی، فرآوری محصولات و انتقال آنها به بازار به انرژی وابسته است. البته میزان انتقال این هزینهها به قیمت نهایی هر محصول، به قراردادها، موجودی انبار، سیاستهای حمایتی دولتها و وضعیت رقابت در بازار بستگی دارد.
تورم اروپا؛ فشار تازه بر خانوارها
دادههای یورواستات نشان میدهد تورم سالانه منطقه یورو در سپتامبر ۲۰۲۶ به ۳٫۸ درصد رسید؛ در حالی که این رقم در اوت ۳٫۲ درصد بود. افزایش قیمت انرژی از عوامل مهم تشدید تورم در این دوره اعلام شده است.
در آلمان نیز اداره فدرال آمار گزارش داد که قیمت محصولات انرژی در سپتامبر نسبت به سال قبل ۱۴٫۹ درصد افزایش داشته و قیمت سوختهای موتوری ۳۷٫۱ درصد بالاتر بوده است.
این ارقام نشان میدهد شوک انرژی در حال تبدیل شدن به مسئلهای فراتر از بازار نفت و گاز است. افزایش هزینه سوخت و گرمایش، فشار بر بودجه خانوارها را تشدید میکند و در صورت تداوم، میتواند قدرت خرید را کاهش دهد.
آیا گرانی انرژی علت ناآرامیهای اروپا است؟
اعتراضهای اخیر اروپا را نمیتوان صرفاً به جنگ ایران نسبت داد. بحران مسکن، دستمزدها، نابرابری، مشکلات نظام آموزشی و نارضایتی از سیاستهای دولتها پیش از جنگ نیز وجود داشتهاند.
با این حال، شوک انرژی میتواند این مشکلات را تشدید کند؛ بهویژه زمانی که هزینههای ضروری سریعتر از درآمد خانوارها افزایش مییابد. در چنین شرایطی، نارضایتی اقتصادی ممکن است به مطالبه سیاسی برای تغییر سیاستهای دولتها تبدیل شود.
از این منظر، جنگ نه لزوماً علت آغاز همه اعتراضها، بلکه عاملی مهم در تشدید فشار اقتصادی و افزایش هزینه سیاسی تصمیمهای نظامی است.
پیامد راهبردی برای روابط اروپا و آمریکا
تداوم اختلال در تنگه هرمز میتواند اختلاف میان دولتهای اروپایی و واشنگتن را بر سر هزینهها و اهداف جنگ افزایش دهد. دولتهای اروپایی باید همزمان امنیت انرژی، تورم، حمایت از صنایع و مطالبات اجتماعی را مدیریت کنند؛ در حالی که بخشی از هزینههای بحران از تصمیمهایی ناشی میشود که اروپا در آنها نقش تعیینکنندهای نداشته است.
با این حال، افزایش فشار اقتصادی الزاماً به فاصله گرفتن همه کشورهای اروپایی از آمریکا منجر نمیشود. برخی دولتها ممکن است بر دیپلماسی و کاهش تنش تأکید کنند و برخی دیگر تقویت همکاری امنیتی برای حفاظت از مسیرهای انرژی را در اولویت قرار دهند.
نهایتا این که دادههای بازار انرژی نشان میدهد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و اختلال در تنگه هرمز، هزینه تأمین انرژی را برای اروپا افزایش داده است. رشد قیمت نفت و گاز از مسیر سوخت، حملونقل، صنایع شیمیایی و کشاورزی میتواند به افزایش هزینه تولید و فشار بیشتر بر خانوارها منجر شود.
در نهایت، مسئله فقط افزایش قیمت نفت نیست؛ بلکه انتقال هزینه یک بحران ژئوپلیتیکی به اقتصاد جهانی و زندگی روزمره شهروندان است. اگر اختلال انرژی ادامه یابد، فشار تورمی و اجتماعی میتواند افزایش پیدا کند و هزینه سیاسی جنگ برای واشنگتن و متحدانش نیز بیشتر شود.
منابع: رویترز؛ یورواستات؛ اداره فدرال آمار آلمان؛ دادههای شاخص گاز TTF و بازار نفت برنت.