
نفتی ها /تشدید ناترازی گاز در کشور طی سالهای اخیر، ایران را در مقاطعی با محدودیت تأمین مواجه کرده و مانع از ایفای کامل و پایدار تعهدات صادراتی به عراق و ترکیه شده است. این شرایط نه تنها اعتبار قراردادی کشور را تحت فشار قرار داده، بلکه ضرورت تنوعبخشی به منابع تأمین را نمایان کرده است. تکیه حدود ۵۰ درصدی انرژی کشور بر میدان گازی پارس جنوبی، پاشنه آشیل امنیت انرژی ایران محسوب میشود و هرگونه اخلال در تولید این میدان، تبعات گستردهای برای تأمین گاز دارد.
در نتیجه، ناترازی روزانه در فصول سرد، منجر به محدودیت خوراک صنایع، نیروگاهها و بخش خانگی و تحمیل هزینههای اقتصادی سنگین شده است. لذا توسعه تجارت و تنوع مبادی واردات، اکنون از یک انتخاب تجاری به ضرورتی برای تقویت امنیت انرژی بدل شده است.
ایران با در اختیار داشتن بیش از ۱۷ درصد ذخایر اثباتشده گاز جهان (بالغ بر ۳۲ تریلیون مترمکعب)، جایگاه دوم جهانی را داراست و با تولید سالانه بیش از ۲۵۰ میلیارد مترمکعب، سومین تولیدکننده بزرگ جهان محسوب میشود. در همین راستا، قانونگذار در برنامه هفتم توسعه، دستیابی به صادرات ۴۰ میلیارد مترمکعب و واردات ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز در سال را هدفگذاری کرده است. در همسایگی شمال شرقی، ترکمنستان به عنوان پنجمین دارنده ذخایر گازی جهان، نیازمند تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و خروج از انحصار چین است.
از حیث زیرساختی، خط لوله «دولتآباد-سرخس-خانگیران» دارای ظرفیت اسمی انتقال سالانه ۱۲.۵ میلیارد مترمکعب است. بررسیهای کارشناسی نشان میدهد با مدیریت صحیح و ارتقای ایستگاههای تقویت فشار، دستیابی به سقف واردات ۲۰ میلیارد مترمکعب کاملاً میسر است. گستردگی شبکه سراسری داخلی نیز این اجازه را میدهد که گاز دریافتی از شمال، با کمترین افت فشار به مبادی صادراتی غرب و شرق منتقل شده و ایران را به اقتصادیترین مسیر اتصال انرژی اوراسیا به آبهای آزاد تبدیل کند.
جمهوری اسلامی ایران با موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز، کوتاهترین و امنترین مسیر ترانزیتی برای اتصال کانونهای تولید شمال به بازارهای مصرف غرب و جنوب آسیاست. در این معماری نوین، سوآپ گاز ترکمنستان و هدایت آن به عراق و پاکستان، علاوه بر مهار ناترازی داخلی، با ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی، عملاً قدرت تحریمپذیری اقتصاد ایران را کاهش میدهد.
در زمینه سازوکارهای سوآپ، ایران سابقه موفقی نظیر انتقال سالانه ۱.۵ تا ۲ میلیارد مترمکعب گاز ترکمنستان به آذربایجان دارد و برنامهریزی برای سوآپ به مقصد ترکیه نیز در دستور کار بوده است. بازارهای همسایه تشنه انرژی هستند؛ عراق نیازمند واردات پایدار گاز و برق است و پاکستان نیز علیرغم نیاز مبرم، به دلیل ریسکهای امنیتی و ترانزیتی افغانستان، امکان بهرهمندی از خط لوله تاپی را ندارد (ضمن اینکه خط لوله ایران به پاکستان نیز در سمت آن کشور تکمیل نشده است).
هدایت گاز ترکمنستان به بازارهای پاکستان و عراق از مسیر ایران، نقطه عطف دیپلماسی انرژی و بازدارندگی سیاسی است. ماهیت تجارت گاز، روابطی بلندمدت (عموماً بالای ۲۰ سال) میان دولتها ایجاد میکند که امکان مداخله و تحریم آن نسبت به نفت بسیار دشوارتر است. هنگامی که امنیت انرژی کشورهای عراق، ترکیه و پاکستان به شبکه گاز ایران گره بخورد، یک وابستگی متقابل استراتژیک شکل میگیرد. ارائه شبکه گاز ایران بهعنوان جایگزین امنِ پروژه پرریسک «تاپی»، نهتنها درآمدهای ارزی و حق ترانزیت مستمر به همراه دارد، بلکه هزینه سیاسی انزوای ایران را برای قدرتهای جهانی به شدت بالا برده و کشور را به بازیگری ساختاری و غیرقابلحذف در منطقه تبدیل میکند./مهر
| لینک مطلب: | http://naftiha.ir/News/317094.html |