
نفتی ها /بیش از چهار دهه از تشکیل ساختار مستقل وزارت نفت در مهرماه سال ۱۳۵۸ با مصوبه شورای انقلاب میگذرد؛ نهادی بنیادین که برای تمرکز در سیاستگذاری، تولید و صیانت از منابع هیدروکربوری کشور پایهگذاری شد. از همان نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب، صنعت نفت کانون اصلی تحولات اقتصادی، ژئوپلیتیک و امنیت ملی ایران بوده است.
با این حال، مروری تاریخی بر ادوار مدیریتی این وزارتخانه نشان میدهد که صندلی عالی هدایت نفت همواره میان رویکردهای سیاسی، حضور مدیران ارشد اجرایی خارج از نفت و چهرههای برخاسته از دل عملیات دستبهدست شده است؛ اما فارغ از اینکه کدام دولت بر سر کار بوده، واقعیت میدانی و کارنامه پرسنل فداکار این صنعت همواره یکسان مانده است، بار اصلی دخلوخرج کشور بر شانههای کارگران و مهندسان نفت قرار داشته، در حالی که خود این صنعت در محاصره شدیدترین بیمهریها، کمبود منابع و هجمههای ناروا قرار گرفته است.
صنعت نفت ایران برای دستیابی به اهداف کلان خود نیازمند شناخت دقیق از ویژگیهای فنی و عملیاتی است؛ تجربهای که اثبات کرده هر زمان سکان هدایت نفت به دست مدیرانی باسابقه، فنی و برآمده از بدنه عملیاتی سپرده شده، فهم بهتری از کاستیها، چالشها و مطالبات انباشتهشده پرسنل شکل گرفته است.
جدول زیر، تصویر کاملی از تاریخچه وزرا و سرپرستان وزارت نفت، سوابق نفتی آنها و طول دوران مسئولیتشان را پیش از ورود به عمق بحرانها و مظلومیتهای این صنعت به نمایش میگذارد:

در آخرین تحولات مدیریتی، سرپرستی این وزارتخانه به حمید بورد محول شده است؛ مدیری که پیش از این به عنوان معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران (از شهریور ۱۴۰۳)، مدیرعامل شرکت نفت فلات قاره ایران، مدیرعامل شرکت عملیات اکتشاف نفت ایران، مدیرعامل شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و مدیرعامل شرکت نفت و گاز مارون فعالیت داشته و دانشآموخته مهندسی مکانیک گرایش حرارت و سیالات و کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی با گرایش استراتژیک است.
وی به دلیل ایفای نقش مؤثر در حفظ و نگهداشت توان تولید بالادستی، در ۲۴ فوریه ۲۰۲۵ از سوی دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری ایالات متحده (OFAC) در فهرست تحریمهای یکجانبه آمریکا قرار گرفت. این سوابق گواهی میدهد که مدیریت بر چنین ساختار عظیمی نیازمند تخصص فنی، شناخت پیچیدگیهای اکتشاف و تولید و درک مستقیم از فرایندهای خشکی و دریاست.
اما فارغ از فهرست نامها و آمدورفت مدیران، آنچه کمتر در فضای عمومی کشور شنیده شده، «مظلومیت خاموش و ساختاری صنعت نفت» است. این صنعت بیش از ۴۵ سال است که در خط مقدم تمام جبهههای اقتصادی و رویاروییهای سنگین بینالمللی ایستاده است. در طول هشت سال دفاع مقدس، پالایشگاههای آبادان، تهران، تبریز، اصفهان، تأسیسات گچساران، جزیره خارک و سکوهای نفتی خلیجفارس بارها و بارها زیر باران موشک و بمب قرار گرفتند، اما مهندسان و کارگران فداکار نفت حتی نگذاشتند صادرات نفت یا جریان سوخترسانی به جبههها و شهرها برای یک روز متوقف شود.
این دلاوری در سالهای اخیر و در جریان جنگهای ترکیبی، تحریمهای ظالمانه و تقابل مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز تکرار شد؛ به طوری که خطوط لوله و تأسیسات انتقال نفت و پالایشگاهها هدف ضربات سایبری و تروریستی قرار گرفتند، اما رزمندگان این صنعت بلافاصله در دل آتش حاضر شدند و نگذاشتند کمترین نگرانی در شبکه توزیع بنزین و سوخت کشور برای مردم احساس شود.
با وجود این جانفشانیها، حقیقت تلخ این است که صنعت نفت سالهاست تمام هزینهها و خرج کشور را درمیآورد، اما خود از کمترین توجه و منابع رنج میبرد. ارز مورد نیاز برای واردات دارو، گندم، کالاهای اساسی و اجرای طرحهای عمرانی کشور تماماً از دل چاههای نفت و میدانهای گازی استحصال میشود. اما زمانی که نوبت به بازسرمایهگذاری در خودِ صنعت نفت، نوسازی خطوط لوله فرسوده، مقابله با افت فشار مخازن پارس جنوبی و توسعه میدانهای مشترک میرسد، نفت با کمبود شدید منابع مواجه میشود و سهم بسیار ناچیزی از درآمدهای خودش به آن بازمیگردد.
دردناکتر از کمبود سرمایهگذاری، فشارهای اداری و بوروکراتیک نهادهای داخلی است که نفس این صنعت را به شماره میاندازند. سازمان امور مالیاتی زیر نظر وزارت اقتصاد و دارایی بارها به بهانههای اداری و طلبهای مالیاتی اقدام به مسدودسازی حسابهای شرکتهای تابعه صنعت نفت میکند. از سوی دیگر، صندوق توسعه ملی نیز حسابهای نفت را میبندد. این رفتارهای جزیرهای کار را به جایی میرساند که پروژههای توسعه متوقف شده و حتی پرداخت حقوق ماهانه و دستمزد کارکنان، مهندسان و نیروهای پیمانکاری صنعت نفت با اختلال و مشکلات جدی مواجه میشود؛ اتفاقی که برای نانآور اصلی اقتصاد کشور چیزی جز اوج بیانصافی نیست.
در سوی دیگر این معادله، نیروی انسانی مظلومی قرار دارد که در سختترین و غیرانسانیترین شرایط آبوهوایی در حال خدمت است. در گرمای کشنده بالای ۵۰ درجه خوزستان و بوشهر، در رطوبت طاقتفرسای بالای ۹۰ درصد جنوب، در محاصره گازهای مرگبار و سمی هیدروژن سولفید و بر روی سکوهای تکافتاده فلزی در دل خلیجفارس، نیروهای اقماری ماهها دور از خانواده و فرزندانشان بیدار میمانند تا نفت و گاز از اعماق زمین استخراج شود، به پالایشگاهها برسد و خطوط لوله سراسری را تغذیه کند.
با این حال، پژواک این رنج در رسانهها و افکار عمومی گاه به بیرحمانهترین شکل تحریف میشود. کافی است تصاویری تقطیعشده از یک سالن ورزشی یا غذای یک کمپ اسکان یا یک سفر تفریحی برای خانوادههای این کارکنان منتشر شود تا در فضای مجازی موجی از تخریب به راه بیفتد؛ گویی پرسنل نفت در حال خوشگذرانی و ریختوپاش هستند! کسانی که این قضاوتها را میکنند حتی یک روز نمیتوانند بوی گازهای ترش یا تکانهای شدید سکوهای دریایی در امواج متلاطم را تاب بیاورند. این امکانات حداقلی، تنها شرط لازم برای حفظ سلامت روحی و جسمی انسانهایی است که زیر سختترین فشارها کار میکنند.
این بیمهری اجتماعی در مقاطع حساس بیشتر خود را نشان میدهد. هر زمان که تصمیمگیران کلان در دولت یا مجلس بحث اصلاح قیمت بنزین و حاملهای انرژی را مطرح میکنند، نخستین هجمهها، انتقادات و ناسزاها نثار صنعت نفت و پرسنل آن میشود؛ در حالی که بدنه نفت صرفاً مجری تولید و توزیع فنی است و هیچ اختیاری در قیمتگذاری سوخت ندارد. کارگران و رانندگان نفتکشها در سرما و گرما بیخوابی میکشند تا بنزین به باک خودروها برسد، اما بار روانی افزایش قیمتها به ناحق بر دوش آنان سنگینی میکند.
این در حالی است که در سختترین زمستانهای سالهای اخیر، در شرایطی که شبکه برق کشور به دلیل ناترازیها با قطعی مواجه میشد، کارکنان صنعت نفت و گاز شبانهروز در پالایشگاهها و ایستگاههای تقویت فشار جانفشانی کردند تا حتی یک روز هم گاز خانههای مردم در دورافتادهترین روستاها قطع نشود.
تمام این واقعیتها و تجارب تاریخی یک پیام روشن را به همراه دارد: وزارت نفت بیش از هر چیزی نیازمند مدیری از جنس خودِ بدنه صنعت نفت است. نفت نیازمند وزیری است کاملاً فنی، میداندیده و مطلع از لایههای عملیاتی، نه چهرهای سیاسی که با نگاه حزبی وارد این مجموعه شود. یک وزیر برخاسته از دل نفت، کاستیها و کمبودهای واقعی خطوط تولید، پالایشگاهها و سکوها را با گوشت و پوست خود لمس کرده و درد کارکنان، نیروهای اقماری و پیمانکاران را عمیقاً میفهمد؛ بنابراین برای تأمین معیشت آنها و ایستادگی در برابر انسداد حسابها سازش نخواهد کرد.
همچنین در بزنگاهها، بحرانهای تحریمی و حملات دشمن، چنین مدیری قادر است تصمیمات سریع، دقیق و فنی اتخاذ کند تا شبکه تأمین انرژی کشور دچار کمترین اختلال و آسیب نشود. صیانت از این صنعت استراتژیک، نیازمند پایان دادن به نگاههای درآمدی صرف و سپردن سکان به دست کسانی است که به این پیکره حیاتی و کارکنان فداکار آن وفادار و آگاه باشند./مهر
| لینک مطلب: | http://naftiha.ir/News/317062.html |