
نفتی ها /در شرایط عادی بهرهبرداری، چاههای پارس جنوبی ناگزیر در رژیمهای تولیدی با نرخ بالا و نزدیک به ظرفیت نامی کار میکنند؛ وضعیتی که اگرچه از منظر تأمین انرژی کشور ضروری است، اما فضای زمانی - عملیاتی محدودی برای اجرای برخی فعالیتها نظیر تعمیرات اساسی چاهها (Workover)، اسیدکاریهای برنامهریزیشده (Matrix Acidizing) و حتی ارزیابیهای دقیق یکپارچگی چاه (Well Integrity) باقی میگذارد. در چنین شرایطی، عملیات مداخله در چاهها یا با تأخیر مواجه میشود یا در حداقلهای ضروری محدود میماند.
اکنون با کاهش موقت فشار بر زنجیره تولید-پالایش، میتوان از این وقفه ناخواسته بهعنوان یک فرصت مدیریتی - مهندسی برای بازتنظیم اولویتهای بهرهبرداری و حرکت از «تولید حداکثری مقید به تقاضا» به سمت «بهینهسازی ظرفیت پایدار مخزن مشترک و چاهها» استفاده کرد. در این چارچوب، برنامههای اسیدکاری هدفمند برای بهبود نفوذپذیری مؤثر در نواحی آسیبدیده، رفع افت طبیعی ناشی از تولید طولانیمدت و بازیابی دِبی چاهها میتواند با برنامهریزی کمریسکتر و دقت بالاتری اجرا شود.
از سوی دیگر، طرح حفاری چاههای درونمیدانی (Infill Drilling) در لایههای هدف نیز میتواند با تمرکز بیشتری در قالب Batch Drilling دنبال شود؛ طرحی که در شرایط تولید حداکثری و محدودیت سکوها برای توقف موقت تولید همزمان با تخصیص دکل حفاری یا اتصال چاه به سکو، بخصوص در فصول سرد سال معمولاً با چالشهای شرایط محیطی، تدارکات لجستیک، ایمنی و... در محیطهای فراساحلی مواجه است.
اکنون اما امکان بازنگری در برنامه نگهداشت مخزن و تسریع در تکمیل چاههای Infill فراهم شده است که در میانمدت میتواند به تثبیت یا حتی افزایش ظرفیت تولید پایدار میدان منتج شود.
علاوه بر این، شرایط فعلی میتواند فرصت مناسبی برای انجام مطالعات توسعهای و کاهش برخی عدمقطعیتهای مخزنی فراهم آورد. در این چارچوب، حفر چاههای توصیفی در خارج از بلوکبندی کنونی میدان گازی پارس جنوبی با هدف شناخت دقیقتر گستردگی مخزن، بازنگری در مدلهای زمینشناسی و مخزنی و تعریف موقعیتهای جدید برای استقرار سکوهای تولیدی قابل بررسی است. همچنین این رویکرد میتواند برای بازبینی و بهینهسازی تعداد، ظرفیت و چیدمان هابهای فشارافزایی با توجه به محدودیت منابع مالی و الزامات فنی مورد استفاده قرار گیرد بهگونهای که حداکثر بهرهبرداری از ظرفیت تأسیسات فشارافزایی آتی حاصل شده و کارایی سرمایهگذاریهای پیشبینیشده در این بخش را افزایش دهد.
نکته کلیدی در این مقطع، گذار از رویکرد «درمانی» به رویکرد «پیشگیرانه» در مدیریت مخزن و چاههاست. در سالهای اخیر، به دلیل رشد پیوسته مصرف داخلی گاز در بخشهای مختلف خانگی، نیروگاهی، صنعتی، پتروشیمیایی و... برخی از ظرفیتهای تعمیراتی و دورههای Shutdown برنامهریزیشده سکوها و چاهها به تعویق افتادهاند. این امر بهصورت طبیعی میتواند ریسک افت بهرهدهی چاهها را در برخی نواحی تحت تأثیر قرار دهد.
بنابراین دوره فعلی میتواند بهعنوان یک «پنجره زمانی مناسب»(Window of Opportunity) برای اجرای همزمان چند محور کلیدی تعریف شود: بهینهسازی عملکرد چاهها از طریق اقدامات هدفمند، اجرای عملیاتهای تعمیراتی عقبافتاده، بازنگری در برنامههای تولیدی هر سکو و آمادهسازی چاهها برای ورود مجدد به مدار تولید با بالاترین سطح بهرهدهی پس از اتمام بازسازی پالایشگاهها.
در کنار مدیریت مخزن پارس جنوبی، پنجره - فرصت اشاره شده، امکان ایجاد سازگاری پالایشگاهها با ترکیب گاز میادین مجاور پارس جنوبی که تأسیسات پالایشی پارس جنوبی بهعنوان مقصد گاز بعضی از آنها تعیین شده بودند، اما برخی ریسکهای عملیاتی و چالشهای فرآورشی برای آنها شناسایی شده بود، در زمان بازسازی پالایشگاهها قابل تحقق است، امری که نهایتاً موجب بهرهبرداری بهینه از ظرفیت پالایشی موجود در منطقه عسلویه در طولانیمدت و کاهش هزینههای سرمایهای قابل ملاحظه احداث پالایشگاههای جدید برای میادین فوق خواهد شد.
در نهایت، اگر این دوره گذار با نگاه یکپارچه مخزن - چاه - تأسیسات مدیریت شود، نهتنها به جبران افت تولید ناشی از توقف موقت پالایشگاهها کمک میکند، بلکه میتواند زمینهساز ارتقای پایدار ضریب بازیافت و افزایش ظرفیت تولید بلندمدت پارس جنوبی نیز باشد./ایرنا
| لینک مطلب: | http://naftiha.ir/News/316401.html |