
نفتی ها /گازهای همراه نفت یکی از مهمترین منابع مغفول در زنجیره انرژی کشور به شمار میآیند منابعی که سالها بخش قابل توجهی از آنها در مشعلهای میادین نفتی سوزانده شده و به جای تبدیل شدن به سوخت خوراک پتروشیمی برق یا محصولات با ارزش افزوده به آلودگی هوا انتشار گازهای گلخانهای و اتلاف سرمایه ملی منجر شدهاند در شرایطی که کشور با ناترازی گاز به ویژه در ماههای سرد سال روبهرو است نگاه به گازهای همراه دیگر نباید صرفا از زاویه زیست محیطی باشد بلکه باید آن را بخشی از راهبرد امنیت انرژی و پشتیبانی از تولید صنعتی دانست اهمیت این گازها زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم بسیاری از صنایع بزرگ کشور از جمله فولاد سیمان پتروشیمی پالایشگاهها نیروگاهها و واحدهای معدنی در دورههای اوج مصرف با محدودیت یا قطع گاز مواجه میشوند و همین موضوع بر تولید اشتغال صادرات و درآمد ارزی اثر مستقیم میگذارد جمعآوری گازهای همراه میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد زیرا این گازها در بسیاری از مناطق نفتخیز در نزدیکی صنایع انرژیبر یا زیرساختهای انتقال قرار دارند و در صورت سرمایهگذاری مناسب میتوانند به شبکه گاز تزریق شوند یا در محل برای تولید برق خوراک پتروشیمی مایعات گازی و سوخت صنعتی مورد استفاده قرار گیرند.
از منظر اقتصادی سوزاندن گازهای همراه به معنای از بین بردن یک دارایی قابل فروش است در حالی که همان گاز میتواند پس از فرآورش به محصولاتی مانند گاز سبک اتان پروپان بوتان میعانات گازی و ال پی جی تبدیل شود این محصولات برای صنایع پاییندستی ارزش قابل توجهی دارند و میتوانند به توسعه زنجیره ارزش نفت و گاز کمک کنند از منظر زیست محیطی نیز کاهش فلرینگ به کاهش آلایندهها بهبود کیفیت هوا و ایفای تعهدات مرتبط با کاهش انتشار کربن کمک میکند با این حال مزیت اصلی در شرایط فعلی کشور نقش این گازها در جبران بخشی از کسری انرژی است ناترازی گاز تنها یک مسئله مصرف خانگی نیست بلکه به مسئلهای صنعتی و اقتصادی تبدیل شده است وقتی گاز صنایع قطع میشود واحد تولیدی ناچار است تولید را کاهش دهد یا از سوخت مایع استفاده کند که هزینه بالاتر آلودگی بیشتر و بهرهوری کمتر دارد بنابراین هر مترمکعب گازی که از مشعل به مصرف مولد منتقل شود میتواند در کاهش فشار بر شبکه انرژی و حفظ ظرفیت تولید اثرگذار باشد.
نقش بخش خصوصی در سرعت بخشیدن به طرحها
اجرای طرحهای جمعآوری گازهای همراه بدون حضور مؤثر بخش خصوصی دشوار و کند خواهد بود زیرا این طرحها نیازمند سرمایهگذاری سنگین فناوری متنوع مدیریت پروژه چابک و بهرهبرداری پایدار هستند دولت و شرکتهای ملی نفت و گاز با وجود نقش راهبردی خود با محدودیت منابع مالی و تعدد پروژههای اولویتدار مواجهاند از توسعه میادین مشترک گرفته تا نگهداشت تولید افزایش فشار مخازن توسعه پالایشگاهها و مدیریت شبکه انتقال در چنین شرایطی ورود بخش خصوصی میتواند بار مالی دولت را کاهش دهد و امکان اجرای همزمان پروژههای بیشتر را فراهم کند بخش خصوصی میتواند در قالب سرمایهگذاری مستقیم قراردادهای ساخت بهرهبرداری و انتقال قراردادهای خرید تضمینی محصول مشارکت در احداث واحدهای فرآورش کوچکمقیاس و حتی تأمین مالی پروژههای منطقهای وارد میدان شود.
مزیت مهم بخش خصوصی تنها تأمین پول نیست بلکه توان کاهش زمان اجرا و افزایش بهرهوری نیز هست بسیاری از پروژههای جمعآوری گاز همراه به دلیل پراکندگی چاهها فشار پایین گاز ترکیب متغیر وجود گازهای ترش و فاصله از تأسیسات اصلی پیچیدگی فنی دارند و نیازمند راهکارهای متنوع هستند در برخی مناطق احداث خط لوله اصلی و واحد فرآورش بزرگ توجیه دارد اما در برخی میدانهای کوچک یا پراکنده راهکارهای مقیاس کوچک مانند کمپرسورهای سیار واحدهای مینی ال ان جی تولید برق محلی یا بازیافت مایعات گازی اقتصادیتر است شرکتهای خصوصی به دلیل انعطاف بیشتر میتوانند مدل مناسب هر میدان را طراحی و اجرا کنند همچنین بخش خصوصی میتواند در نگهداری تأسیسات نقش مهمی داشته باشد زیرا جمعآوری گاز تنها با احداث پروژه پایان نمییابد اگر تجهیزات فشردهسازی فرآورش و انتقال به شکل مستمر نگهداری نشوند یا قرارداد بهرهبرداری انگیزه کافی نداشته باشد احتمال بازگشت گاز به مشعل وجود دارد.
برای جذب سرمایه بخش خصوصی باید مدل اقتصادی پروژهها شفاف باشد سرمایهگذار زمانی وارد میشود که بداند مالکیت محصول قیمت فروش دوره بازگشت سرمایه ضمانت خرید ریسک تغییر مقررات و امکان انتقال یا فروش انرژی چگونه تعریف شده است اگر گاز جمعآوری شده قرار است به شبکه تزریق شود باید قیمت خرید و شرایط تحویل روشن باشد اگر قرار است برق تولید شود باید قرارداد خرید برق یا امکان فروش به مصرفکننده صنعتی مشخص باشد اگر محصول شامل مایعات گازی و خوراک پتروشیمی است باید مسیر فروش و قیمتگذاری قابل پیشبینی باشد نبود قطعیت در این موارد باعث میشود پروژهها با وجود مزیت ملی برای سرمایهگذار جذاب نباشند بنابراین سیاستگذار باید به جای نگاه دستوری سازوکاری طراحی کند که منافع دولت شرکت نفت سرمایهگذار خصوصی و مصرفکننده صنعتی همسو شود.
اهمیت صنعتی و الزامات سیاستگذاری
بخش صنعت بیشترین نیاز را به تأمین پایدار انرژی دارد زیرا توقف یا کاهش گازرسانی به صنایع فقط یک مسئله مصرفی نیست بلکه به کاهش تولید ملی کاهش صادرات افت درآمد بنگاهها و افزایش هزینه تمام شده منجر میشود صنایعی مانند فولاد سیمان آلومینیوم مس پتروشیمی و پالایشگاهها برای حفظ ظرفیت تولید نیازمند جریان پایدار گاز هستند در سالهایی که محدودیت گاز شدت میگیرد بخشی از صنایع ناچار به توقف خطوط تولید یا کاهش شیفتهای کاری میشوند و این مسئله به بازار داخلی و خارجی آسیب میزند از این رو گازهای همراه میتوانند به عنوان منبع مکمل برای تأمین انرژی صنایع نزدیک به میادین نفتی یا صنایع متصل به شبکه نقشآفرینی کنند حتی اگر حجم این گازها نتواند کل ناترازی کشور را برطرف کند میتواند در مناطق خاص و برای صنایع مشخص اثر محسوس داشته باشد به ویژه در استانهای نفتخیز و صنعتی که فاصله میان منبع گاز و مصرفکننده کمتر است.
یکی از راهکارهای مهم ایجاد پیوند مستقیم میان طرحهای جمعآوری گاز همراه و مصرفکنندگان صنعتی است برای نمونه یک واحد صنعتی بزرگ یا مجموعهای از صنایع میتوانند در قالب قرارداد بلندمدت در جمعآوری و فرآورش گازهای همراه سرمایهگذاری کنند و بخشی از محصول را به عنوان سوخت یا خوراک دریافت کنند این مدل هم امنیت انرژی صنعت را افزایش میدهد و هم بار سرمایهگذاری دولت را کم میکند در کنار آن بورس انرژی میتواند بستری برای فروش شفاف گاز برق یا مایعات حاصل از این طرحها باشد هرچه بازار محصول شفافتر باشد سرمایهگذار با اطمینان بیشتری وارد پروژه میشود همچنین باید امکان استفاده از منابع مالی متنوع مانند صندوق پروژه اوراق مشارکت انرژی سرمایهگذاری مشترک صنایع و شرکتهای نفتی و تأمین مالی ارزی یا ریالی فراهم شود.
از نظر سیاستگذاری لازم است جمعآوری گازهای همراه در سطح یک برنامه ملی با اهداف زمانبندی شده دنبال شود نه مجموعهای از پروژههای پراکنده بدون هماهنگی این برنامه باید شامل شناسایی دقیق حجم گازهای قابل جمعآوری اولویتبندی میادین بر اساس حجم نزدیکی به زیرساختها هزینه انتقال ترکیب گاز و نزدیکی به مصرفکننده صنعتی باشد در کنار آن باید مجوزها سادهتر و قراردادها استانداردتر شوند زیرا طولانی شدن فرآیندهای اداری جذابیت اقتصادی طرح را از بین میبرد همچنین قیمتگذاری باید به گونهای باشد که از یک طرف منافع عمومی حفظ شود و از طرف دیگر سرمایهگذار امکان بازگشت سرمایه و سود منطقی داشته باشد اگر قیمتها غیرواقعی یا قراردادها کوتاهمدت باشند بخش خصوصی ترجیح میدهد وارد حوزههای کمریسکتر شود.
جمعبندی آن است که گازهای همراه از یک مسئله زیست محیطی و نماد اتلاف انرژی به فرصتی راهبردی برای کاهش ناترازی گاز و حمایت از صنعت تبدیل شدهاند کشور برای عبور از زمستانهای سخت انرژی و حفظ تولید صنعتی نیازمند استفاده از همه منابع در دسترس است و گازهای همراه یکی از سریعترین و منطقیترین گزینهها هستند حضور بخش خصوصی میتواند این مسیر را از نظر مالی فنی و اجرایی سرعت دهد مشروط بر آنکه چارچوب قراردادی شفاف قیمتگذاری اقتصادی تضمین فروش محصول و کاهش ریسکهای اداری فراهم شود اگر چنین شرایطی ایجاد شود مشعلهایی که امروز نماد اتلاف سرمایه ملی هستند میتوانند به منبعی برای تولید پایدار اشتغال صنعتی کاهش آلودگی و تقویت امنیت انرژی کشور تبدیل شوند./مهر
| لینک مطلب: | http://naftiha.ir/News/316187.html |