printlogo


حاشیه‌های نفت و انرژی/از تذکر مجلس برای اصلاح قبوض سنگین گاز تا ماجرای تله وابستگی اقتصاد به گاز!
حاشیه‌های نفت و انرژی/از تذکر مجلس برای اصلاح قبوض سنگین گاز تا ماجرای تله وابستگی اقتصاد به گاز!
کد خبر: 316137 تاریخ: 1405/3/30 17:44
حوزه نفت و انرژی همواره سرشار از حواشی و اتفاقات غیرمترقبه و داستان‌های مختلف است، که در این بخش به این حواشی خواهیم پرداخت.

نفتی ها /حاشیه نخست این هفته به موضوع اعتراضات گسترده به صدور قبوض نجومی گاز و تذکر  نمایندگان مجلس به دولت می‌پردازد،در حالی که دولت همچنان بر طبل قیمت‌درمانی می‌کوبد و تصور می‌کند افزایش پلکانی تعرفه‌ها ابزاری کارآمد برای کنترل ناترازی است، واقعیت‌های کفِ جامعه نشان‌دهنده بن‌بست این استراتژی است؛ تذکر اخیر نماینده پیران‌شهر به رئیس‌جمهور و وزیر نفت، نشان‌دهنده شکاف عمیق بین تصمیمات پشت درهای بسته با واقعیت معیشتی خانوارهاست.

مشکل اصلی اینجاست که در کشوری با زیرساخت‌های فرسوده، عایق‌بندی حداقلی ساختمان‌ها و راندمان پایین وسایل گرمایشی، قیمت تنها یک اهرم فشار برای فقیرتر کردن دهک‌های پایین است، نه اهرمی برای بهینه‌سازی مصرف. دولت به‌جای اصلاح ساختارِ پرمصرفِ شبکه خانگی، آسان‌ترین راه یعنی دست بردن در جیب مردم را انتخاب کرده است و این رویکرد نه تنها منجر به کاهش مصرف نخواهد شد، بلکه با تعمیق فقر انرژی، پتانسیل بروز نارضایتی‌های اجتماعی را در فصل سرد سال به شدت افزایش می‌دهد؛ وقتی الگوی فنیِ مدیریت مصرف (مثل مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان) کنار گذاشته شود، تنها ابزار باقی‌مانده، تنبیه مالی مصرف‌کننده است که در نهایت به شکست منجر می‌شود.

 
حاشیه دوم این هفته هم به موضوع بحث‌برانگیز افزایش قیمت بنزین در دوران پساجنگ و سرنوشت نامشخص اصلاح بودجه می‌پردازد؛بحث اصلاح بودجه در شرایطی که کشور هنوز زخم‌های جنگ اخیر را بر تن دارد، به یک مین‌گذاری اقتصادی تبدیل شده است؛ اظهارات اخیر فریدون همتی در کمیسیون برنامه و بودجه، پرده از یک حقیقت تلخ برمی‌دارد: ۹۰ درصد بودجه کشور جاریِ اجتناب‌ناپذیر است و دست‌اندازی به آن ۱۵ درصدِ بودجه عمرانی، یعنی توقف چرخه توسعه و پیمانکارانِ آسیب‌دیده از جنگ. طرح ایده افزایش قیمت بنزین برای جبران کسری بودجه در این مقطع، نه‌تنها ناشیانه که خطرناک است.
در واقع اقتصاد ایران امروز در وضعیت پساجنگ نیاز به پاداش به تولید و معیشت دارد، نه شوک‌های تورمی جدید. کوچک کردنِ کیکِ اقتصاد برای مدیریتِ کسری، یعنی ضربه نهایی به واحدهای تولیدی که همین حالا هم در جنگ آسیب دیده‌اند. منابعِ مالیِ لازم برای بازسازیِ زیرساخت‌ها باید از طریق وصولِ حداکثریِ درآمدهای نفتی و مالیاتیِ واقعی تأمین شود، نه با استخراجِ قطره‌چکانیِ نقدینگی از جیب طبقه متوسط و کارگری که خود ستونِ اصلی ایستادگی در روزهای سخت بوده است./ایلنا
 
حاشیه سوم این هفته اما به موضوع بحرانی ناترازی گاز و تبعات استراتژیک از دست رفتن توان تولید پس از حوادث اخیر می‌پردازد.گزارش‌ها از وضعیت صنایع مادر، تصویری وحشتناک از تله وابستگی را ترسیم می‌کند؛ این‌که ما بیش از ۸۰ درصد برق کشور را به گاز گره زده‌ایم و همزمان صنایع استراتژیک پتروشیمی و فولاد را به گازِ ارزان وابسته کرده‌ایم، یعنی تمامِ تخم‌مرغ‌هایِ امنیتِ اقتصادیِ کشور را در سبدِ یک نهاده چیده‌ایم و حالا از دست رفتن ۲۳۰ میلیون مترمکعب ظرفیت گازِ روزانه در حملات اخیر، دیگر یک ناترازی ساده نیست؛ بلکه فروپاشیِ زنجیره تولید است.
در واقع وقتی صنعت پتروشیمی ۲۲ میلیارد دلار ظرفیت نصب‌شده بلااستفاده دارد، یعنی ما میلیاردها دلار سرمایه ملی را به دلیلِ ناتوانی در تأمین انرژیِ پایدار، حبس کرده‌ایم. مسکن‌هایِ مقطعی مثل توسعه فازهای جدید بدون اصلاحِ ریشه‌ای در سبد انرژی، مثل آبیاریِ باغی است که ریشه‌هایش خشکیده. تا زمانی که تنوع‌بخشی به منابع انرژی از تجدیدپذیرها گرفته تا تکنولوژی‌های پیشرفته از حدِ شعار فراتر نرود، اقتصاد ایران در هر بحرانی، به همان نقطه‌ی ضعفِ تاریخی یعنی «قطعی گاز» برخورد خواهد کرد./ تجارت نیوز
 
 
حاشیه چهارم و پایانی این هفته به موضوع اظهارات سخنگوی دولت درباره مدیریت بحران انرژی و تلاش برای کاهش فشار بر واحدهای تولیدی می‌پردازد.
 
سخنان فاطمه مهاجرانی درباره تلاش دولت برای حفظ پایداری تولید، بیشتر به مدیریتِ کمبود شباهت دارد تا «مدیریتِ بحران». وعده صرفه‌جویی از سوی مردم برای جبرانِ ۲۳۰ میلیون مترمکعب خسارت زیرساختی، در بهترین حالت یک خوش‌بینیِ ساده‌انگارانه و در بدترین حالت، فرافکنیِ مسئولیت است. افزایش ظرفیت ۵۵۰۰ مگاواتیِ برق خورشیدی، در برابرِ کسریِ ناترازیِ بزرگِ شبکه، عملاً مانند تلاش برای خالی کردنِ اقیانوس با قاشق است. دولت در حالِ مانور دادن روی طنابی است که یک سر آن فشارِ بخش خانگی و سر دیگر آن سکته‌ی صنایعِ تولیدی است. این «بازیِ حاصل‌جمعِ صفر» نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی‌های کلان برای مدیریتِ زمستانِ سختِ پیش‌رو، هنوز در مرحله امیدوار بودن به مردم باقی مانده استغ در واقع سیاست‌گذار باید بپذیرد که بدون تغییر در سیاست‌های کلانِ توزیع انرژی و پذیرشِ هزینه‌های سنگینِ بازسازی و نوسازیِ پارس جنوبی، نه تولید پایدار می‌ماند و نه رضایت عمومی. اکنون زمانِ تصمیماتِ سخت است، نه تکرارِ دعوت‌هایِ کلیشه‌ای به صرفه‌جویی.
 
"لازم به ذکر است درج اخبار حواشی هفتگی حوزه نفت و انرژی در این بخش به منزله تایید آنها نیست و سایت تحلیلی خبری نفتی‌ها صرفا گردآورنده اخبار در این بخش خبری می‌باشد."
لینک مطلب: http://naftiha.ir/News/316137.html