
نفتی ها /ناترازی گاز طبیعی در ایران دیگر یک پدیده مقطعی نیست، بلکه به مسئلهای ساختاری تبدیل شده است. رشد مصرف خانگی، فرسودگی شبکه، افت فشار در میادین گازی و عقبماندگی سرمایهگذاری در بالادست و زیرساختها، هر سال با آغاز فصل سرد، دولت را ناگزیر به فعالسازی سناریوهای جایگزین میکند. در این میان، مازوت و نفت سفید بهعنوان سوختهای در دسترس، نقش «ضربهگیر» را برای نیروگاهها و برخی بخشهای مصرفی ایفا میکنند. این بازگشت اما بیش از آنکه حاصل انتخابی آگاهانه باشد، نتیجه نبود گزینههای کمهزینهتر در کوتاهمدت است.
مازوت بهدلیل سهم بالای کربن، گوگرد و فلزات سنگین، آلایندهترین سوخت فسیلی متداول محسوب میشود. با این حال، در شرایط کمبود گاز، نیروگاهها و صنایع بزرگ ناچار به استفاده از آن میشوند تا از خاموشی گسترده جلوگیری شود. نفت سفید نیز که در دهههای گذشته سوخت اصلی گرمایش در مناطق روستایی و کمبرخوردار بود، هنوز در برخی نقاط کشور بهعنوان پشتیبان مصرف گاز مطرح است. این وابستگی اگرچه از منظر پایداری انرژی قابل فهم است، اما تداوم آن نشانهای از تعمیق شکاف میان ظرفیت تولید انرژی و الگوی مصرف به شمار میرود.
از نگاه کارشناسان انرژی، اتکا به این سوختها بیش از آنکه یک «راهحل» باشد، نوعی تعویق مسئله اصلی است. هر سال مصرف مازوت و نفت سفید افزایش مییابد، اما همزمان هزینههای جانبی آن نیز به شکل تصاعدی رشد میکند؛ هزینههایی که در محاسبات بودجهای و ترازنامههای رسمی بهطور کامل دیده نمیشوند. به بیان دیگر، کشور با سوزاندن سوخت ارزان در ظاهر، بهای سنگینی را در لایههای پنهان اقتصاد و محیط زیست میپردازد.
پیامدهای زیستمحیطی؛ بهای پنهان سوختهای جایگزین
یکی از جدیترین تبعات استفاده از مازوت و نفت سفید، تشدید آلودگی هوا در کلانشهرها و مناطق صنعتی است. افزایش غلظت ذرات معلق، دیاکسید گوگرد و اکسیدهای نیتروژن، مستقیماً با مصرف این سوختها ارتباط دارد. تجربه زمستانهای اخیر نشان داده است که همزمان با افزایش مصرف مازوت در نیروگاهها، شاخص کیفیت هوا در شهرهای بزرگ به محدوده ناسالم و خطرناک وارد میشود. این آلودگی نهتنها سلامت عمومی را تهدید میکند، بلکه هزینههای درمانی و بهرهوری نیروی کار را نیز افزایش میدهد.
نفت سفید اگرچه نسبت به مازوت آلایندگی کمتری دارد، اما همچنان سوختی پرکربن محسوب میشود. استفاده گسترده از آن در بخش خانگی و مناطق محروم، علاوه بر انتشار گازهای گلخانهای، خطرات ایمنی و بهداشتی خاص خود را دارد. از سوی دیگر، سوزاندن این سوختها با تعهدات زیستمحیطی و اهداف کاهش شدت انرژی همخوانی ندارد و عملاً مسیر گذار به انرژی پاک را دشوارتر میکند.
کارشناسان محیط زیست تأکید میکنند که هزینه واقعی این سوختها تنها در قیمت تمامشده آنها خلاصه نمیشود. خسارت به اکوسیستمها، افزایش بیماریهای تنفسی و کاهش کیفیت زندگی، بخشی از هزینههایی است که بهصورت غیرمستقیم بر دوش جامعه گذاشته میشود. در این چارچوب، استفاده مداوم از مازوت و نفت سفید را میتوان نوعی «یارانه پنهان آلودگی» دانست؛ یارانهای که آثار آن دیرتر اما عمیقتر نمایان میشود.
ملاحظات اقتصادی و امنیت انرژی؛ وابستگی پرهزینه
از منظر اقتصادی، استفاده از سوختهای جایگزین اگرچه در کوتاهمدت مانع از توقف تولید برق و گرمایش میشود، اما در میانمدت فشار مضاعفی بر بودجه دولت وارد میکند. مازوت و نفت سفید محصولاتی هستند که میتوانند ارزش صادراتی داشته باشند، اما مصرف داخلی آنها در نیروگاهها عملاً به معنای از دست رفتن درآمدهای ارزی بالقوه است. علاوه بر این، هزینه نگهداشت تجهیزات، فرسایش نیروگاهها و کاهش راندمان تولید برق، بار مالی پنهانی را ایجاد میکند که در حسابهای سالانه کمتر دیده میشود.
از زاویه امنیت انرژی نیز، تکیه بر این سوختها نشاندهنده ناقص بودن سیستم انرژی کشور است. هرچه وابستگی به سوختهای سنگین بیشتر شود، انعطافپذیری شبکه انرژی کاهش مییابد. این موضوع بهویژه در شرایط تحریم و محدودیتهای سرمایهگذاری اهمیت دوچندان پیدا میکند. کارشناسان معتقدند که استمرار این وضعیت، کشور را در چرخهای معیوب گرفتار میکند: کمبود گاز، مصرف مازوت، افزایش آلودگی و هزینه، و در نهایت کاهش توان سرمایهگذاری برای حل ریشهای مشکل.
در این میان، نبود سیگنال قیمتی مؤثر نیز به تشدید مسئله دامن زده است. وقتی قیمت گاز و برق بهگونهای تعیین میشود که مصرفکننده انگیزهای برای صرفهجویی ندارد، فشار بر شبکه افزایش یافته و استفاده از سوختهای جایگزین اجتنابناپذیر میشود. به باور کارشناسان حوزه انرژی، اصلاح تدریجی قیمتها همراه با حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر، میتواند بخشی از بار ناترازی را کاهش دهد و نیاز به سوختهای آلاینده را محدود کند.
راهکارهای خروج از چرخه مازوت؛ از سرمایهگذاری تا مدیریت مصرف
حل مسئله وابستگی به مازوت و نفت سفید، نیازمند مجموعهای از سیاستهای همزمان در عرضه و تقاضاست. در بخش عرضه، سرمایهگذاری در افزایش تولید گاز، توسعه میادین مشترک و ارتقای ظرفیت ذخیرهسازی فصلی اهمیت کلیدی دارد. نیروگاههای سیکل ترکیبی با راندمان بالا میتوانند مصرف سوخت را بهطور معناداری کاهش دهند و فشار بر شبکه گاز را کم کنند. همچنین توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، هرچند در کوتاهمدت جایگزین کامل نیست، اما در بلندمدت نقش مهمی در تنوعبخشی به سبد انرژی ایفا خواهد کرد.
در سمت تقاضا، مدیریت مصرف و بهینهسازی انرژی اولویتی اجتنابناپذیر است. بهبود استانداردهای ساختمان، نوسازی ناوگان گرمایشی و افزایش بهرهوری صنعتی میتواند مصرف گاز را کاهش دهد و نیاز به سوختهای جایگزین را محدود کند. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که هر واحد سرمایهگذاری در بهینهسازی، بازدهی بالاتری نسبت به افزایش تولید دارد.
در نهایت، سیاستگذاری شفاف و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی میتواند مسیر خروج از چرخه تکراری کمبود گاز و مصرف مازوت را هموار کند. به اعتقاد کارشناسان، تا زمانی که تصمیمات مقطعی جایگزین برنامهریزی بلندمدت شود، مازوت و نفت سفید همچنان مهمان ناخواسته زمستانهای ایران خواهند بود. گذار به نظام انرژی پایدار، اگرچه دشوار و زمانبر است، اما تنها راه کاهش هزینههای زیستمحیطی و اقتصادی و تضمین امنیت انرژی در سالهای پیشرو محسوب میشود./مهر
| لینک مطلب: | http://naftiha.ir/News/294919.html |