واقعیت آن است که حتی با وجود فجیره، بخشی از صادرات این کشور همچنان در گرو امنیت تنگهی هرمز باقی میماند و همین وابستگی، روایت استقلال کامل از هرمز را بیش از آنکه واقعی باشد، به یک تصویر خوشبینانه و تا حدی تبلیغاتی تبدیل میکند.
نفتی ها /فائزه پناهی؛ با آغاز اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمزتوسط ایران به دنلال جنگ تحمیلی به ایران این روزها یک روایت پرتکرار دوباره به صدر تحلیلها برگشته است؛ امارات با تکیه بر خط لوله حبشان–فجیره، وابستگی خود به تنگه هرمز را عملاً پشت سر گذاشته و میتواند حتی در بدترین سناریوهای امنیتی نیز صادرات نفت خود را بدون اختلال ادامه دهد.
این تصویر، در نگاه اول قانعکننده به نظر میرسد؛ کشوری که تنها مسیر عملیاتی دور زدن هرمز را در اختیار دارد و بندر فجیرهاش مستقیماً به دریای عمان متصل است، اما وقتی دادهها و واقعیتهای عملیاتی کنار هم قرار میگیرند، این روایت بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، به یک بزرگنمایی رسانهای شبیه است.
بی شک خط لوله حبشان–فجیره بدون تردید یکی از مهمترین پروژههای زیرساختی انرژی در منطقه محسوب میشود. این خط لوله نفت میدانهای اصلی ابوظبی را از داخل خاک امارات به سواحل شرقی منتقل میکند و به این کشور امکان میدهد بخشی از صادرات خود را خارج از گلوگاه حساس هرمز بارگیری کند و همین ویژگی باعث شده در هفتههای اخیر و همزمان با افزایش ریسکهای امنیتی، نام فجیره بهعنوان یک مسیر امن بارها در گزارشها و تحلیلها تکرار شود؛ با این حال، عددی که کمتر در این روایت پررنگ میشود، ظرفیت واقعی این مسیر است؛ ظرفیتی در حدود ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز که بهوضوح کمتر از کل توان صادراتی امارات است.
این شکاف میان ظرفیت خط لوله و حجم صادرات، همان نقطهای است که تصویر تبلیغاتی را دچار ترک میکند؛ حتی در شرایط عادی نیز بخش قابل توجهی از نفت امارات همچنان از مسیر تنگه هرمز عبور میکند و فجیره تنها بخشی از این جریان را پوشش میدهد، نه همه آن را و به بیان دیگر، این خط لوله نقش مسیر مکمل را ایفا میکند، نه یک جایگزین کامل. دادههای منتشرشده در همین هفته نیز این واقعیت را تأیید میکند؛ گزارشهای بینالمللی از کاهش محسوس صادرات امارات در پی تنشهای اخیر حکایت دارند، کاهشی که نشان میدهد مسیر فجیره نتوانسته افت ناشی از اختلال در هرمز را بهطور کامل جبران کند.
با وجود این محدودیتها، فضای رسانهای تا حدی به سمت سادهسازی ماجرا رفته است و در بسیاری از تحلیلها، اینگونه القا میشود که امارات با داشتن این خط لوله عملاً از ریسکهای هرمز عبور کرده و در موقعیتی متفاوت از سایر تولیدکنندگان خلیج فارس قرار دارد؛ این اما در حالی است که اگرچه امارات تنها کشوری است که یک مسیر عملیاتی واقعی برای دور زدن هرمز در اختیار دارد، اما همین مزیت نیز سقف مشخصی دارد و نمیتواند تمام صادرات کشور را پوشش دهد. محدودیت ظرفیت خط لوله، چالشهای زیرساختی در پایانه فجیره و فاصله میان ظرفیت فعلی و نیاز واقعی صادرات، همگی عواملی هستند که باعث میشوند این مسیر در عمل کارکردی ناقص داشته باشد.
افزون بر این تحرکات اخیر امارات برای افزایش ظرفیت این مسیر نیز خود نشانهای از همین شکاف است و سرعت گرفتن پروژههای توسعهای و تلاش برای تقویت نقش فجیره در زنجیره صادرات نشان میدهد که سیاستگذاران این کشور بهخوبی از محدودیتهای موجود آگاهند و میدانند که وضعیت فعلی برای عبور از یک بحران بلندمدت کافی نیست؛ در واقع، اگر فجیره یک راهحل کامل بود، چنین شتابی در توسعه زیرساختها دیده نمیشد.
مخاطبین عزیز پایگاه خبری–تحلیلی نفتیها؛ شما میتوانید از طریق پست الکترونیک naftiha.ir@gmail.com و دایرکت پیج اینستاگرام نفتیها به آدرس @NaftihaNews برای ارائه نقطه نظرات، پیشنهادها، انتقادها و سایر پیامهای خود با ما در ارتباط باشید.